گوییدو گوینیتزلی، شاعر بزرگ ایتالیایی که نسبت به شعرای گذشته خود که در مکاتب ادبی سیسیلی (Scuola siciliana) و توسکانی (Scuola toscana) فعالیت می کردند بسیار نوآور و جدید بوده است. او را به عنوان آغازگر و تئوری پرداز "سبک جدید دولچ" (Dolce Stil Novo) می شناسند. این سبک در حقیقت مهمترین جنبش ادبی ایتالیا در قرن سیزدهم است. هرچند اطلاعاتی که در خصوص هویت تاریخی وی در دسترس است چندان معتبر نیست باوجود این می توان گفت که "گوینیتزلی" از جایگاه بسیار مهمی در تاریخ ادبیات ایتالیا برخوردار است. در حقیقت ابداع سبک Dolce Stil Novo سبب شد که دانته آلیگیری، پدر زبان ایتالیایی از این شاعر در شعر 26 کتاب برزخ کمدی الهی به عنوان "پدر" و "استاد" خود یاد کند.
زندگی
"گوییدو گوینیتزلی" در سال 1230 در شهر بلونیا متولد شد. آنگونه که شواهد تاریخی نشان می دهند وی مشاور حقوقی و سیاستمدار بوده است. برپایه اسناد تاریخی، گوییدو فرزند "گوینیتزلو" از "مانیانو" واقع در استان "بیلا" بوده است. پدرش نیز از فعالان سیاسی منطقه بوده و به دلیل ایدئولوژی سیاسی که داشته است می خواسته که فرزندش نیز در امور سیاسی شهر شرکت کند.

در سال 1256، این شاعر ایتالیایی به گروه شوالیه های سانتا ماریا که به "برادران عیاش" شهرت داشتند می پیوندد. این تحول در زندگی گوینیتزلی تغییرات عمده ای ایجاد می کند تاجاییکه که همسر و فرزندان خود را برای انجام یک ماموریت دینی ترک می کند. در همان سال و کمی بعد از این تغییر رویه زندگی، غزلی برای "گویتونه دارتزو" (Guittone d'Arezzo) می فرستد و او را "پدر" خود می نامد. در سالهای بعد یعنی در دوره بین سالهای 1266 تا 1270 به عنوان مشاور حقوقی مشغول به کار می شود.
در سال 1274، به سبب درگیریهایی که میان حزب او "گیبلینا" و حزب مخالف "گوئلفو" در گرفت به همراه خانواده اش به "مونسلیچه" در پادوا تبعید شد. تاریخ مرگ "گوینیتزلی" دقیقا مشخص نیست اما براساس سندی که همسرش به کوچکترین پسرش داده است، 14 نوامبر 1276 را تاریخ مرگ وی می دانند.
آثار
"کنتسونیره" (Canzoniere) و یا دیوان اشعار "گوینیزلی" محتوی 24 متن است که براساس نسخه "لوئیجی دی بنه دتو" بعضی از این اشعار متعلق به شاعر نیست. این شاعر ایتالیایی بین سالهای 1265 تا 1276 فعال بوده است اما ترتیب زمانی مکانی اشعار وی دقیقا مشخص نیست. در حقیقت عدم اطمینان درباره ترتیب زمانی مکانی آثار وی، امکان تقسیم بندی دقیق دوره های شعری شاعر را سلب می کند. باوجود این می توان زندگی شعری وی را به دو دوره جوانی که پیرو سبک "گویتونیانو" (سبک شعری گویتونه دارتزو) بوده است و دوره دوم که خود بنیانگذار "سبک جدید دولچ" (Dolce stil novo) می شود تقسیم کرد.

اولین اثری که با تعیین دقیق تاریخ آن می توان نام برد، غزل "به برادر گویتونه" (A frate Guittone) است. از دیگر غزلهایی که در اولین دوره زندگی حرفه اش و به سبک "گویتونیانو" و در وزن هفت هجایی سروده است می توان به اشعار "دوشیزه گرامی با احترام فراوان" (Gentil donzella, di pregio nomata) ، "تاسف می خورم برای بدبختی ام"
(Lamentomi di mia disaventura)، "بله، من از اندوه هستم و پر از تالم" (Sì sono angostioso e pien di doglia) و مریم عذرای من (Madonna mia) اشاره کرد.
در فاز دوم زندگی حرفه ای شاعر بخشی را می توان به عنوان دوره "پیش از سبک جدید" نامید. در این دوره اشعار شاعر به وزنهای هفت هجایی و یازده هجایی سروده شده اند و در دوره دوم "سبک جدید دولچ" اشعاری به وزن یازده هجایی سروده شدند که پس از آن "گوییدو کاوالکانتی" در اشعار "کمدی رئالیستی" خود و "دانته آلیگیری" در کتابهای "بهشت و برزخ" کمدی الهی این سبک را دنبال کردند.
در سبک Dolce stilnovo شاعر اشعار خود را به صورت سه مصرعی (terzine) و به وزن یازده هجایی می سراید. در این سبک شاعر نشان می دهد که می توان از طریق یک عشق زمینی به عشق الهی رسید. در حقیقت این مهمترین نکته در اشعار سبک جدید دولچ است. از دیگر ویژگیهای این سبک این است که بر خلاف اشعار مکتب سیسیلی که شاعر شعر خود را به لاتین می سرود. در این سبک شاعر از زبان "ولگار" استفاده می کند. زبان ولگار، زبانی است که مردم عادی در قرون میانه میلادی بدان تکلم می کردند. در حقیقت نخستین بار در قرن سیزدهم و با تلاشهای "گوییدو گوینیتزلی"، "گوییدو کاولکانتی"، "بوکاچو" و به خصوص "دانته آلیگیری" آثاری مکتوب به زبان ولگار نوشته شدند. رواج این زبان عامیانه در قرن سیزدهم میلادی منشاء تولد زبان ایتالیایی امروزی است.
جووانی بوکاچو (Giovanni Boccaccio) نویسنده و شاعر بزرگ ایتالیایی در ژوئن یا جولای 1313 در "چرتالدو" و یا "فلورانس" متولد شد. بوکاچو در زمره بزرگترین نویسندگان ایتالیا و اروپای قرون میانی به ویژه قرن 14، عصری مملو از شاعران و نویسندگان است. او با اثر معروف خود یعنی "دکامرون" (Decameron) توانست در سطح اروپا به شهرتی وصف ناشدنی دست یابد و در ادبیات دیگر سرزمینهای اروپا تاثیر گذارد.

از دیدگاه بسیاری از دانشمندان و ادبیان، بوکاچو بزرگترین روایت پرداز اروپا است و حتی قادر است نقشی برجسته در چشم انداز ادبی اروپای قرن 14 میلادی ایفا کند و شاید به همین دلیل است که دکامرون خیلی زود به بسیاری از زبانهای اروپایی ترجمه شد.
کودکی در فلورانس (1327- 1313)
در حقیقت جووانی بوکاچو در توسکانا و به احتمال بسیار در چرتالدو (و حتی براساس برخی روایات و فرضیات در فلورانس) در سال 1313 از پدری تاجر اهل "کلینو" (Chellino ) و مادری از طبقه پایین اجتماع متولد شد. به طور حتم تولد بوکاچو به واسطه رابطه خارج از ازدواج پدر و مادرش شکل گرفته است چرا که پدرش در سال 1319 با زنی به نام مارگریتا ازدواج کرد و یکسال بعد فرانچسکو، برادر ناتنی جووانی متولد شد. به احتمال بسیار ازدواج بوکاچوی پدر از دید بوکاچوی کوچک چندان خوشایند نبوده است به طوری بسیاری از منتقدان از این فرضیه که ارتباط جووانی با پدرش خصمانه بوده است حمایت کرده اند.
جوانی جووانی از سن شش سالگی یعنی از زمانی که شروع به یادگیری خواندن و نوشتن کرد آغاز شد. او با چنان جدیتی به مطالعه می پرداخت که در نوجوانی مطالعه ادبیات کلاسیک را شروع کرد و در این میان به خصوص ادبیات لاتین را به ادبیات یونان ترجیح داد. بوکاچو هرگز از حضور یک استاد واقعی که به او ادبیات را بیاموزد برخوردار نبود و تنها به خاطر علاقه و پشتکاری که در مطالعه و یادگیری داشت توانست به موفقیت دست یابد.
در حقیقت در شرایطی که پدرش در تلاش بود تا از او تاجری موفق بسازد بوکاچو یادگیری و تکمیل زبان لاتین را دنبال می کرد. اما پدر که قصد داشت آینده فرزند را به گونه ای دیگر بسازد، او را به منظور تحصیل در رشته بازرگانی و بانکداری به ناپل فرستاد.
نوجوانی در ناپل
در سال 1327 بوکاچو در ناپل دروه کارآموزی خود را در یکی از شعبات شرکت "باردی ها" آغاز کرد اما نتوانست هیچ موفقیتی در این زمینه به دست آورد. به طوری که سرانجام پس از حدود شش سال تلاش، در شرایطی که هجدهمین بهار زندگی خود را پشت سر می گذاشت پدرش در سال 1331 به امید اینکه فرزندش بتواند حرفه ای را بیاموزد تصمیم گرفت او را به آموزش حقوق کلسیا وادارد. استاد بوکاچو در این عرصه "چینو دا پیستویا" (Cino da Pistoia) بود که هم به عنوان استاد حقوق و هم به عنوان شاعر "شعر سبک نو" شناخته می شد.
اما بوکاچو حتی در عرصه حقوق کلسیا نیز نتوانست به موفقیتی نائل شود. در حقیقت به احتمال بسیار "چینو دا پیستویا" بیش از آنکه به عنوان استاد حقوق به بوکاچو یاری رساند به عنوان یک شاعر شعر سبک نو بر روی او اثر گذاشته است.
بوکاچو در دوره زندگی در ناپل با طبقه اشرافی و ایده آلهای آنها که حتی دانته نیز از آنها حمایت می کند زندگی کرد.

بوکاچو در کتاب De genealogiis (در باب نسب شناسی) در این خصوص نوشته است که این ایده آلها را به خواست پدرش انتخاب کرده است. در واقع پدرش همیشه نگران این مسئله بود که جووانی به یادگیری حرفه ای روی آورده است پدرش از آن بیزار بود و اینکه همیشه معتقد بود او نمی تواند شاعر و نویسنده متبحری شود.
بوکاچو در ناپل دوره ای بسیار زیبا را همانند ثروتمندان و اشراف در زندگی خود تجربه کرد. اما پس از چند سال از سوی پدر به فلورانس فراخوانده شد. در حقیقت این بازگشت به فلورانس به دلیل ضرر اقتصادی بزرگی بود که بعضی از بانکهایی که پدرش که در آنها سرمایه های زیادی داشت متحمل شده بودند.
از دوره دوم زندگی در فلورانس تا مرگ (1375- 1351)
بوکاچو بین سالهای 1365 تا سال مرگش در فلورانس ماند و در این دوره به نقد آثار "دانته آلیگیری" پرداخت. در سال 1370 نسخه ای از "دکامرون" را آماده کرد و سپس شرح و تفاسیر کمدی الهی دانته منتشر کرد.
جووانی بوکاچو سرانجام در 21 دسامبر 1375 بدرود حیات گفت. بر روی سنگ قبرش شور و عشقش را با حک جمله ای جاودانه کردند: " Studium fuit alma poesis" (اشتیاقش شعر آلما بود)
آثار
در خصوص آثار بوکاچو باید گفت که آثار دوره جوانی، میانسالی و سالمندی این نویسنده و شاعر واپسین دوره قرون میانی به وضوح قابل تمایزند. برای مثال آثار دوره زندگی در توسکانا با عناوین Filostrato، Filocolo و Teseida به خوبی از مهمترین اثر او یعنی "دکامرون" قابل تشخیص هستند.

آثار جوانی
از میان نخستین آثاری که بوکاچو در سالهای جوانی به رشته تحریر در آورد می توان به فیلوکولو (1338- 1336)، فیلوستراتو (1335)، تزیدا (1341- 1339)، شکار دیانا (1338- 1334) و قوایف (Rime) اشاره کرد.
آثار میانسالی
مهمترین اثر بوکاچو که در سالهای بزرگسالی به نگارش آن اهتمام ورزیده است کتاب "دکامرون" است. این کتاب به روایت گروهی از جوانان (هفت دختر و سه پسر) می پردازد که در دوره طاعون سال 1348 به تپه های اطراف فلورانس پناه می برند. به مدت دو هفته این گروه صمیمی با یادآوری خاطرات خوش روزهای گذشته و به خصوص با روایت داستانهای کوتاه روزها را سپری می کنند اما از آنجا که جمعه و شنبه هیچ داستانی روایت نمی شود، این دوره، 10 روز محاسبه می شود و عنوان یونانی کتاب نیز برپایه همین 10 روز داستان سرایی انتخاب شده است.
عنوان یونانی "دکامرون" در اصل Ta tòn deca emeròn biblìa بوده است که می توان آن را اینگونه معنی کرد: Ta biblìa (کتابها) tòn (ی) deka (ده) emeròn (روز).
تلفظ صحیح عنوان اثر، "دکامر’ون" (Decameròn) با تکه آوایی سنگین بر روی هجای آخر است که به نظر می رسد کوتاه شده واژه ایتالیایی "دکامرونه" (Decamerone) است. این کتاب از 100 داستان و روایت کوتاه که توسط 10 جوان در مدت 10 روز نقل شده اند تشکیل شده است.
نامهای این 10 جوان عبارتند از: فیامتا، فیلومنا، امیلیا، الیسا، لائورتا، نی فیله، پامپینئا، دیونئو، فیلوسترانو و پانفیلو. هر روز یک شاه و یک ملکه دارد که موضوع داستان را تعیین می کنند. اما دو روز (روز نخست و روز نهم) موضوع داستان آزاد است.
قرون وسطی به دوره میان سقوط امپراتوری رم غربی در 476 تا 1492 گفته می شود. 1492 سال تحولات بزرگ تاریخ اروپا است. این سال، سال کشف قاره آمریکا، فتح اروپا توسط اعراب با سقوط "گرانادا" و مرگ "لورنزو ایل منیفیکو" در ایتالیا است.
![]()
تمام آثار ادبی که در این دوره تاریخی به ظهور رسیده اند عنوان "ادبیات قرون وسطایی" را یدک می کشند. این ادبیات از آثار مذهبی و نوشته های دین گریزی ساخته شده اند و عرصه مطالعات وسیع و پیچیده ای را در بر می گیرند. در حقیقت ادبیات قرون وسطی منشاء شکل گیری ادبیات مدرن به شمار می رود.
بخش اعظم مولفان و نویسندگان این عصر گمنام باقی مانده اند. این گمنامی تنها به دلیل فقدان اسناد در دسترس نیست بلکه همچنین به دلیل تفاوت در مفهوم نقش مولف با مفهوم مولف در دوره فعلی است. در واقع بسیاری از مولفان قرون وسطایی پدران کلسیا بوده اند که آثاری بدون نام از خود به یادگار گذاشته اند.به این ترتیب نام مولفان و نویسندگان بسیاری از متون مهمی که امروزه به دست ما رسیده اند گمنام باقی مانده اند و تنها از قرن یازدهم است که عموم مردم به شناختن نام مولفان علاقه مند شده اند.
ادبیات قرون وسطایی در قرون شانزده و هفده توانست تاحدی به هویت قرون میانه اعتبار بخشد.در واقع در دوره رنسانس از قرون وسطی با عناوین "دوره تاریک"، "دوره تاریک گرا" و "عصر بربرها" یاد می شد.
زبان
لاتین زبان کلسیای کاتولیک در دوره قرون وسطی است و بر اروپای غربی و مرکزی سلطه دارد و تنها نماینده زبان فرهنگی اروپای قرون وسطایی است. این زبان حتی از سوی مولفانی که در مناطقی ساکن بودند که توسط امپراتوری رم فتح نشده بودند نیز استفاد می شد. برای مثال زبان لاتین مورد توجه نویسندگان اروپای شرقی نیز قرار داشت. اروپای شرقی تحت نفوذ امپراتوری بیزانس و کلسیای اروتدوکس بود و زبانهای یونانی و اسلاوی بر این منطقه سلطه داشتند.
زبانهای عامیانه
در شرایطی که زبان لاتین روح و قلب نویسندگان دنیای فرهنگ و مذب قرون وسطی را تسخیر کرده بود، مردم برای سخن گفتن از زبان دیگری استفاده می کردند که تکامل یافته زبان لاتین بود.
این زبان که به "زبان عامیانه معروف است در کشورهای رومن به کار می رفت به طوری که مردم عامی این نواحی دیگر زبان لاتین را درک نمی کردند.
این مردم از گویشهای مختلف زبانهایی رومیایی استفاده می کردند و همزمان با رشد این زبانها آثار متعددی نیز به این زبانها نوشته شد. زبانهای ایتالیایی، پرتغالی، فرانسوی و اسپانیایی گونه امروزی زبانهای رومیایی هستند.
![]()
آثار
آثار تئولوژیک (الهی مذهبی) بیشترین متونی را تشکیل می دهند که در کتابخانه های قرون وسطایی پیدا می شدند. علت این مسئله سازماندهی و قدرت مذهب مسیحیت بود.به طوری که کلسیا به خصوص کلسیای کاتولیک هر آنچه را که به نوعی به مذهب ارتباط داشت حفظ می کرد و به این ترتیب باقی آثار محکوم به فنا می شدند.
متفکران و فضلای بزرگی چون "تومازو داکویونو" (Tommaso d'Aquino)، "پیترو آبلاردو" (Pietro Abelardo) و "آنسلمو دی کانتربری" (Anselmo di Canterbury) بیشترین کتب الهیات و فلسفی را از خود به یادگار گذاشته اند. این بزرگان میراث "پگانیهای" عهد باستان و تئوریهای کلیسا را باهم آشتی دادند.
از دیگر شاعران این دوره زمانی "سن فرانچسکو د اسیزی" است.
وی و پیروان فرقه "فرانچسکانی" بیشترین آثار شعری قرون وسطی را سروده اند. Dies Irae (روز غضب) منسوب به "تومازو داچلانو" (Tommaso da Celano) و Stabat Mater (مادر ماند) منسوب به "ژاکوپون داتودی" (Jacopone da Todi) دو نمونه از سروده های مذهبی بسیار مهم این دوره هستند.
Dies Irae
![]()
در اینجا بخشی از متن اصلی و ترجمه شعر Dies Irae (روز غضب) به عنوان نمونه ای از اشعار مذهبی لاتین قرون وسطی ذکر می شود: (ترجمه به فارسی از ایتالیایی انجام شده است)
Dies Irae, dies illa
solvet saeclum in favilla
teste David cum Sybilla
Quantus tremor est futurus
Quando judex est venturus
Cuncta stricte discussurus
Tuba, mirum spargens sonum
per sepulcra regionum
coget omnes ante thronum
cum resurget creatura
judicanti responsura
Liber scriptus proferetur
in quo totum continetur
unde mundus judicetur
Judex ergo cum sedebit
quidquid latet, apparebit
nil inultum remanebit
...
Lacrimosa dies illa
qua resurget ex favilla
judicandus homo reus
Huic ergo parce, Deus
pie Jesu Domine
dona eis requiem. Amen
که دنیای خاکی به خاکستری بدل خواهد شد
آنگونه که داود و "سیبیل" خبر داده اند
چنان وحشتی خواهد آمد
زمانی که قاضی از راه رسد
و هر چیزی را به سختی قضاوت کند
صور صدای بهت آور بنوازد
در میان گورهای دنیا
همگان به سوی پیشگاه الهی کشیده شوند
مرگ متحیر خواهد شد و طبیعت
زمانی که هر مخلوقی در رستاخیز دوباره زنده شود
برای جواب به قاضی
لوح محفوظ نوشته شود
در آن همه چیز آمده است
از آن دنیا قضاوت شود
و از این رو زمانی که قاضی خواهد نشست
هر چیز پنهان آشکار شود
هیچ چیز بی جواب نمانَد
...
آن روز، روز اشک بُُوَد
زمانی که از خاکستر برخواهد خواست
گنهکار برای مواخذه
خدایا! او را بیامرز
ای مسیح!
به آنها آرامش عطا فرما. آمین
گایوس پلینیوس سسیلیوس معروف به "پلینی پسر" در سال 61 یا 62 میلادی در کومو متولد و در سال 112 یا 113 میلادی در گذشت.
پلینی پسر فرزند یتیم "پلینی پدر" است که تحت قیقومیت دایی اش به منظور تحصیل در رشته فن خطابه به رم رفت و تحت تعالیم و آموزش "کوئینتیلیانوس" قرار گرفت.
خیلی زود خطابه در دادگاهها را آغاز کرد و با موفقیتهای چشمگیری مواجه شد و در فهرست افتخاراتش با کسب عناوین "رئیس خزانه" و "کنسول" در سال 98 به اوج رسید.
آثار و ملاحظات
ستایش نامه (Panegyricus): کتاب ستایش نامه که سرشناسان معاصرش جمع آوری کرده اند محتوی خطابه ای است که این خطیب برجسته در سال 100 میلادی رسما در حضور امپراتور "ترایانوس" ایراد کرده است. این کتاب به ما ایم امکان را می دهد که درمورد کیفیت خطابه های رسمی پلینی قضاوت کنیم.
جملات این سخنور تراز اول مفصل، طولانی و پیچیده است هرچند تفکراتش دیوانه وار و در بعضی مواقع پیش پا افتاده و مبتذل به نظر می رسند. اما این بیان پیش پا افتاده با حفظ این نکته که در کل، وجود پلینی را نشان می دهد نیاز به بررسی بیشتر دارد. در واقع پیش از هرچیز کنایاتی که این خطیب در خطابه اش آورده است باید بر اظهاراتش چیره شود، چراکه در آن عصر زیاده و به وضوح سخن گفتن بسیار خطرناک بود. بنابراین اگر از این منظر به این خطابه نگاه کنیم متوجه می شویم که پلینی همانند یک استاد واقعی علم بدیع به ظهور می رسد.
سخنانش برای مثال تصویری از امپراتور را نشان می دهد که دقیقا با روشی که ترایانوس آرزو داشت خود را به چشم مردم نشان دهد منطبق است. به طور خلاصه با "پلینی" خطابه به گونه ای از کار شعری تبدیل می شود و این دقیقا همان چیزی است که افلاطون در گذشته از آن می ترسید: اینکه می توان به استاد توهم و جنون تبدیل شد.
این مدیحه علاوه برآنکه تنها نمونه خطابه های رمی در عصر اول امپراتوری و نقطه آغاز ادبیات نوین لاتین است می تواند از منظر محتوا نیز حائز اهمیت باشد. آنهم در بررسی عصری که از همکاری میان امپراتور، سنا و "اکوئستورها" احیا و ساخته شده بود. بنابراین به نظر می رسد که پلینی با این رک گویی برای خود نوعی عملکرد تربیتی را برای این شاهزاده طلب می کند.
نامه ها (Epistulae): کتاب نامه ها در 10 دفتر گرد آمده اند که 9 دفتر اول به دست خود پلینی برای شورای دوستان "سکتیسیوس" جمع آوری و تنظیم شده اند. محتوی این نامه ها مضامینی خصوصی "برای خانواده" (Ad familiars) دوستان و خویشاوندان دارد. این نامه ها در عباراتی کوتاه به حوادث زندگی و خردمندی خطاب به "مارسیال، تاسیتوس و ... که ارتباط نزدیکی با پلینی داشتند نوشته شده است.
دفتر دهم پس از مرگ پلینی گردآوری شده است و برخلاف 9 دفتر اول، نامه های رسمی به خصوص نامه های خطاب به امپراتور "ترایانوس" است.
در کل، کتاب "نامه ها" تصویری از انسانی صادق را نشان می دهد و کیفیت این کتاب کاملا با کتاب "ستایش نامه" متفاوت است.
این کتابها از نظر فرم شبیه به مدلی هستند که سیسرون به کار می گرفت. نوعی عدم اطمینان و متعادل سازی که که نویسنده به آن معتقد بوده است.
همچنین از کتابها این طور برداشت می شود که این خطیب برجسته تمایلات زیادی به مقولات عقلانی به خصوص فلسفه و علوم طبیعی داشته است اما با روح غیر حرفه ای و برخلاف آنچه که از یک دانشمند و یا متفکر حرفه ای انتظار می رود.
به علاوه، این کتابها نمونه ای جامع از فرهنگ انسانی آنگونه که در زمان پلینی رواج داشت را به ما ارائه می کند و همچنین می تواند یک بررسی فراخ، مهیج و جزئی شده را درباره زندگی امپراتور نشان دهد.
سرانجام با مقایسه کتابهای "نامه ها" ی اثر سیسرون و پلینی پسر و در فراسوی تفاوتهای شخصیتی دو مولف و اختلافات نقشهای سیاسی و بافتهای تاریخی و فرهنگی، ارزیابی میزان آزادی در روح رمی در این دو کتاب "نامه ها" امکانپذیر است.
زندگی :
گایوس پلینیوس سکوندوس پدر (پلینی بزرگ) مورخ، شرح حال نویس، فرمانده، نویسنده تاریخ طبیعی و از دستوریان بزرگ دوره امپراتوری است.
پلینی بزرگ در 23 یا 24 میلادی در شهر کومو متولد شد. وی یکی از عالی رتبگان رمی است که در یک دوره طولانی در مقام شوالیه، فرماندهی سرزمینهای امپراتوری را به عهده داشت و نمونه بسیار خوبی از تواناییها و قدرتهای موثر امپراتوری به شمار می رفت.
پلینی بزرگ همچنین نقشهای مدیریتی مهم و تاثیرگذاری در دوره امپراتوران مختلف به ویژه "وسپاسیانوس و تیتوس" ایفا کرد و تا زمان مرگ که همزمان با فاجعه فوران آتشفشان وزوو در 79 میلادی بود، همچنان به عنوان یک فرمانده مقتدر و لایق باقی ماند.
در حقیقت آن بخش از اطلاعاتی که درباره زندگی، آثار و متد کار پلینی در دسترس است همگی برپایه اطلاعاتی است که پسرش (پلینی کوچک) و نوه اش درباره وی به جا گذاشته اند.

آثار :
براساس شواهدی که از نوه اش برجای مانده، پلینی مولف بوده و در فهرست آثار او تالیفات متنوعی از حوزه ها و مقولات مختلف به چشم می خورد که متاسفانه تنها بخشی از آنها به دست ما رسیده است.
از میان آثار پلینی می توان به 20 کتاب درباره "جنگهای ژرمنیا" و 31 کتاب با عنوان "از پایان آئوفیدیوس باسوس" اشاره کرد. این مجموعه 31 دفتری بازسازی حوادث مربوط به آخرین سالهای امپراتوری "تیبریوس" است. اثر تاریخی "آئوفیدیوس باسوس" یکی از منابعی است که بعدها تاسیتوس در تالیف آثار خود به آنها استناد کرد.
از دیگر آثار پلینی کتاب "Dubius Sermus" است که در حقیقت جزوه ای در باب مشکلات زبانشناسی است.
درهر حال از نظر مورخان ادبیات، پلینی بیش از هر چیز یک "دایره المعارف نویس" است. به طوریکه وی در 37 کتاب با عنوان "تاریخ طبیعت" (Naturalis Historia)، پروژه تحقیقاتی بزرگی که در سال 77 یا 78 میلادی به اتمام رسیده است، درباره هرچه که در طبیعت وجود دارد به شرح جزئیات پرداخته است. این کتاب در باب مقولات گسترده ای از مرکزیت انسان در طبیعت تا هنر و پزشکی با استناد به آثار مولفان یونانی و لاتین تالیف شده است.

این اثر با مقدمه ای در دفتر اول درباره امپراتور "تیتوس" آغاز می شود و در ادامه پیشگفتار نویسنده آمده است. یکی از نوآوریهای این کتاب در دنیای باستان، مدخل کتابشناسی است که در آن عنوان بیش از 2 هزار کتاب به چشم می خورد.
در این دایره المعارف جامع، کتابهای دوم تا ششم مربوط به مباحث نجوم و جغرافیا، کتابهای هفتم تا نهم درباره انسان، فیزیولوژی و حیوان، دفتر یازدهم تا چهاردهم گیاهشناسی، بیستم تا سی دوم درباب پزشکی و دفتر سی وسوم تا سی و هفتم مربوط به فلزشناسی، کانی شناسی، تاریخ هنر با نگاه ویژه به مجسمه سازی و نقاشی و کاربرد اجسام در پزشکی و هنر است.
پلینی بزرگ را می توان از پیروان مکتب "وارو" به شمار آورد، اما بدون متدهای تحلیلی که وارو در آثار خود به جا گذاشته است. در حقیقت پلینی بیش از آنچه که در مقام یک عالم و یا متفکر به تالیف کتاب بپردازد، یک مجموعه دار است که به جمع آوری و گردآوری اطلاعات احتمام می ورزد.
افکار فلسفی و مذهبی پلینی بزرگ فراتر از آموزه ها و عقاید زمان خود نمی رود و سبک نوشتاری او ساده و مملو از مشروحات گریز از مرکز است، به طوریکه در شرح هر مقوله به کرات از مبحث اصلی دور می شود و به شرح حواشی می پردازد.
زندگی

در مورد بیوگرافی و شرح زندگی "دسیموس جونیوس جوونال" اطلاعات نامطئنی در اختیار است. درخصوص زندگی این طنز نویس تنها می دانیم که بین 50 تا 65 میلادی در "آکوینوم" در مرکز ایتالیا متولد شده است. اما وی از نظر بیوگرافی تقریبا گمنام است. بنابراین بازسازی زندگی او از روی فرضیات امکانپذیر نیست و تنها اطلاعاتی که می توان در این زمینه بدست آورد، از آثار اوست.
می توان گفت که جوونال احتمال سرباز بوده و سپس استاد مدرسه شده است و تا قبل از مهاجرت به رم که احتمالا در سن 40 سالگی اتفاق افتاده است، 16 طنزنامه (Satire) را در وزن شش رکنی سروده است که در کل مجموعه آثارش را تشکیل می دهد.
برخی از نوشته ها حکایت از آن دارند که او هیچ عشقی در زندگی اش نداشته است و بیشتر یک فیلسوف بوده است تا شاعری عاشق و دلخسته و یا حتی با روحیه شوخ طبعی ذاتی.
جوونال هم همانند دوستش "مارسیال" [به پست قبل مراجعه شود] زندگی خود را در شرایطی دشوار و در تبعید گذرانده است.
جوونال علاوه بر مارسیال با "استاتزیوس" و "کوئینتالینائوس" نیز در تماس بوده است. این شاعر طنزپرداز، دوران تبعید را با موشکافی در لایه های زیرین جامعه و مقایسه آن با محیط اغنیا و اشراف می پردازد و شاید به همین دلیل است که در سن 80 سالگی از حاکم مصر تا امپراتور "آدریانوس" که وی را تبعید کرد، همه او را می شناختند.
از آنجا که آخرین بخش طنزنامه اش در 127 میلادی نوشته شده است، بنابراین بطور حتم جوونال پس از این سال و احتمالا در 140 میلادی در گذشته است.
آثار

جوونال "کتاب طنزنامه" (Satire) را بین 100 تا 127 میلادی در وزن شش پایه ای (Hexameter) در 16 دفتر سروده است که آخرین دفتر آن ناتمام مانده است. این اثر در مجموع 3 هزار و 870 بیت دارد که احتمالا در 5 کتاب و پس از مرگ امپراتور "دومیتیان" منتشر شده است. از نظر ترتیب زمانی، دفتر 5 طنزنامه در کتاب اول، دفتر یک در کتاب دوم، دفتر 3 در کتاب سوم و چهارم و دفتر 4 در کتاب پنجم منتشر شده است.
عنوان دفترها
دفتر1- تبهکاران و مفسدان اصلی زمان، 2- گناه شگفت انگیز، به خصوص در میان آنهایی که ادعای پرهیزگاری دارند، 3- زندگی نکبت بار رومیان،4- هجو کابینه امپراتور "دومیتیان"، 5- بیچارگی بردگان، زیردستان ثروتمندان و خسیسان،6- نطقی بلند و تند بر ضد زنان 7- دشواری های معلمان و دانش آموزان،8- بیهودگی مقام و مرتبه، 9- عیاشی، 10- بیهودگی هوس های انسان و فضیلت دعای واقعی، 11- شکمبارگی و اسراف، 12- شادمانی به خاطر نجات دوستی از کشتی غرق شده و همچنین حمله ای بر میراث خواران، 13- کینه جویی و وجدان، 14- وظیفه والدین نسبت به فرزندان، 15- توحش، 16- بدرفتاری سربازان نسبت به غیرنظامیان
محتوای اثر
![]()
در طنزنامه اول، نوع اشعار انتقادی و بی فایده برای مردم عادی است. در این دفتر، شاعر به منظور اجتناب از واکنش های خشونت آمیز انسان های زمان خود از بی اخلاقی زمان های گذشته مثل عصر ژولیوس، کلادیوس و فلاویوس صحبت می کند و خشنونت زمان خود را به بی اخلاقی این اعصار نسبت می دهد.
در ظنزنامه دوم، جوونال به موضوعات کلی تر به خصوص همجنسگرایی می پردازد و حتی امپراتوران "اکتونوس" و "دومیتیان" را هم همجنس باز معرفی می کند.
در دفتر سوم از "امبریسیوس" (Umbricius) که از دوستانش است، صحبت می کند. اومبروسیوس از رم دور شده و زندگی در روستا را ترجیح می دهد، چراکه در روستا جلوه ای از عادات ناخوشایند و بدی که زندگی روستایی را آلوده کنند، وجود ندارد.
در دفتر چهارم، استفاده از قدرت را حماقت برمی شمرد و به خصوص داستان معروف مرد چاقی را روایت می کند که ماهیگیر بوده و صید خود را به امپراتور "دومیتیان " تقدیم می کرده است تا امپراتور وی را در شورای نظامی وارد کند.
دفتر پنجم به شرایط ارباب و رعیتی می پردازد.
در دفتر ششم که بسیار طولانی و در حدود 661 بیت است و بطور حتم معروف ترین بخش طنزنامه است، بطرف عادات بد زنان اشراف و عالی رتبه ها حمله می کند و دراین میان تیر انتقاد خود را بسوی همسر امپراتور کلادیوس نشانه می رود.
در دفترهفتم از شرایط غم انگیز ادبی و عقلانی زمان خود گله می کند.

در دفتر هشتم تائید می کند که تنها واقعیت برجسته انسانی، روح است که فضیلت انسانی را می سازد.
دفتر دوازدهم به بیان لذت شاعر می پردازد، چراکه دوستش "کاتولوس" پس از آنکه کشتی اش در توفان غرق شده بود به رم بازگشته است.
در دفتر سیزدهم دوست جوونال، کلاوینو از او پول می گیرد و دیگر به او پس نمی دهد، این کار امروزه روز یک مسئله عادی بشمار می رود، اما در دوران جوونال رفتاری بسیار زشت بوده است.
در دفتر چهاردهم به بررسی مسئولیت والدین در آموزش فرزندان می پردازد. به خصوص تاکید می کند که با ارائه مثال های رفتارهای بد مردمان هم عصر جوونال و سپس ذکر نمونه های رفتارهای خوب اعصار گذشته، والدین به فرزندان رفتارهای صحیح اخلاقی و اجتماعی را بیاموزند.
دیدگاه
جوونال نسبت به فساد زمانه بسیار خشمگین است. قلم او قوی، بدبینانه، واقعگرایانه، کنایه دار، تند و خشمناک است.
لحن جوونال از دیدگاه اخلاقی در بسیاری موارد بسیار برجسته می شود. وی در علم بلاغت از تبحر بالایی برخوردار است و توانایی خاصی در ساختن عبارات و واژگان موجز دارد.

مارکوس والریوس مارسیال در سال 40 میلادی در شهر "بیل بیلیس" اسپانیا متولد شد. پس از پایان دوره تحصیلات مقدماتی در وطن، در سال 64 به رم رفت و تا وقتی که دوستانش "سنکا" و "لوکانوس" از صحنه ادبیات رم خارج نشدند، این شهر را ترک نکرد.
مارسیال پیش از آنکه وارد عرصه ادبیات شود، فعالیت های اقتصادی مداومی را با هدف افزایش دارایی های شخصی خود بطور جدی دنبال می کرد. درحقیقت فعالیت شعری خود را از سال 80 میلادی و زیر نظر تیتوس با هدف بدست آوردن عنوان افتخاری "کرسی خطابه نظامی" از طرف امپراتور آغاز کرد و در راه کسب منافع اقتصادی و شهرت اجتماعی هجونامه "کتاب نمایش ها" ( Liber de spectaculis) را درتشریح مراسم افتتاحیه کلوسیوم همان سال سرود.
موفقیت ادبی مارسیال، بدون در نظر گرفتن اهداف وی برای افزایش قدرت اقتصادی، تنها پس از سال های 84 و 85 و با انتشار هجونامه هایش اتفاق افتاد و این موفقیت تا سال 95 میلادی بطول انجامید.
مارسیال به دستور امپراتور "نروا" (Nerva) رم را به منظور بازگشت به وطن ترک کرد و هزینه های این سفر را "پلینیوس پسر" تقبل کرد. در اسپانیا و در "بیل بیلیس"، شهر محل زادگاهش از هدایای و عنایات یک بانوی بیوه ثروتمند با نام "مارسلا" بهره مند شد.
مارسیال در سال 101 میلادی آخرین کتاب هجونامه خود را منتشر کرد و تا پایان عمر یعنی تا سال 104 میلادی در حسرت رم افسوس خورد.

آثار:
از مارسیال یک مجموعه "لطیفه نامه" باقی مانده که متشکل از 12 کتابی است که به مرور بین سالهای 86 تا 102 منتشر شده است.
بدنه اصلی این کتاب که "کتاب نمایش ها" نام دارد، از یک کتاب دیگر و30 لطیفه تشکیل شده است و در ادامه این بدنه اصلی دو کتاب دیگر در مقوله حکمت در سال های 84 و 84 میلادی به آن افزوده شده است که "زنیا"( Xenia) و"آپوفورتا" (Apophoreta) نام دارند.
مارسیال زنیا را در تشریح هدایای دوستان و خویشاوندانش در جشن های خدای زحل سروده است.
بررسی هجونامه ها : سابقه، محتوا، ویژگی ها و ساختار:
اشعار مارسیال اصلیت شعر لاتین را دارند. در حقیقت تا قبل از مارسیال تنها "کاتولوس" نقش مهمی در برقراری تعادل میان فرهنگ یونانی و لاتین در تاریخ ادبیات رم ایفا کرده بود.
بنابراین می توان اینگونه بیان کرد که اشعار مارسیال برپایه بیان احساسات، ذوق ها و شهوت ها (یعنی تم های زندگی شخصی) استوار شده است.
دراینحال باید پذیرفت که برخی از اشعار مارسیال اقتباسی از اشعار "لوسیلیوس"، لطیفه سرای عصر امپراتور "نرون" بشمار می روند. مارسیال در مرحله اول طراوت و شادابی شعر خود را رشد می دهد و در مرحله دوم نمادهای کمدی را با استفاده از انواع ویژگی های اجتماعی و برخوردهای فیزیکی به تصویر می کشد.
این سروده ها حس کمدی- هزل را در پس زمینه اجتماعی تداعی می کنند. بطوری که حتی در این عرصه از بسیاری از هزل های سنتی رمی نیز پیشی می گیرد.
همانطور که گفته شد، قدمت تولد اشعار هجایی لطیفه ای به عصر یونان باستان باز می گردد و پدر این شیوه ادبی، در شکل هنری تکامل یافته اش، "هومر" اسطوره سرای یونان است. باوجود این پیش از هومر نیز شواهدی دال بر اینکه شاعرانی چون "آرشیلوکوس" (قرن هفتم قبل از میلاد)، "آناکرونت" و به خصوص "سیمونیدس" ( قرن ششم قبل از میلاد) وجود دارد که نشان می دهند این شاعران نیز در این عرصه فعالیت هایی داشته اند.
نکات مهم درباره اثر:
1- تم های این اثر بسیار متنوع و مختلف هستند، بطوری که برخی از اشعار ریشه های عمیقی در سنت دارند و برخی دیگر شخصیت ها را مدنظر قرار می دهند و به قول خود شاعر "مصرف جامعه در زمان" بوضوح در این اشعار دیده می شود.
2- شاعر اغلب خود در مقابل قربانی لطیفه قرار می گیرد و شخص ثالثی که می تواند واقعی و یا خیالی باشد، به رفتار شخصیت آسیب می رساند.
3- شخصیت هایی که در تیررس این لطیفه ها قرار می گیرند، سارقان، پزشکان خطرناک، طفیلی ها، کوته فکران و متقلبان جامعه روز رمی هستند. به همین منظور است که مارسیال خود را شاعری اخلاقگرا می داند.
4- لطیفه های مارسیال بسیار کوتاه هستند و بعضی از آنها حتی از یک بیت تجاوز نمی کنند. اما اغلب بین 2 تا 10 بیت هستند. هرچند تعداد ابیات برخی از لطیفه ها نیز بیش از 20 و حتی 51 می رسد.
5- وزن هایی که در این اشعار مورد استفاده قرار گرفته است نیز بسیار متنوع هستن. بطوری که می توان گفت تقریبا در تمام اوزان شعری سروده شده اند.
درخصوص دوره حیات ، شخصیت، نام کامل و عنوان اثر روایی پترونیوس از قرن ها قبل اطلاعات نامطمئنی ارائه شده است. برای مثال شخصیتی که تاسیتوس از این نویسنده در جلد 16 کتاب سالنامه ها به تصویر می کشد، با عنوان "تی و پترونیوس نیجر" معرفی می شود. اما بنظر می رسد هویت این شخصیت به برکت نوشته های تاسیتوس تا حدودی فاش شده باشد.
هرچند بعید بنظر می رسد که تاسیتوس خود شخصا با نویسنده رمان "ساتیریکون" آشنایی داشته است. درصورتی که وی را می شناخت باید نقل قول های مستقیمی را از این نویسنده در کتاب خود ذکر می کرد. این درحالی است که تاسیتوس تنها سخنانی را نقل می کند که در کتاب "ساتیریکون" بدانها اشاره شده است.
درهرحال با بررسی جنبه های مختلف تنها اثر روایی باقی مانده از این نویسنده طنزپرداز می توان فهمید که پترونیوس آربیتر از اشخاص عالی رتبه دستگاه نرونی بوده است. بطوری که تاسیتوس در کتاب سالنامه ها نیز به این نکته اشاره می کند که وی آموزگار خوشگذرانی های نرون است.
اگرچه سرانجام مجبور می شود به خاطر اتهام شرکت در توطئه "پیزون" در سال 66 پس از میلاد به منطقه "کوما" به زندگی خود پایان دهد.
آربیتر شیک (Elegantiae Arbiter) :
به اعتقاد تاسیتوس، پترونیوس از زمره مردان قدرت بوده است. بطوری که در سال 62 میلادی سرکنسول "بیتینیا" (Bitinia) می شود. همچنین بنظر می رسد وی نزد نرون بسیار عزیز بوده است، بطوری که همانند یک ارباب عالی مقام به دیوان حکومتی رفت و آمد می کرده است، درطول روز می خوابیده و شبها به موضوعات جدی فکر می کرده است، شیفته کار کردن نبوده و بسیار شیک و لوکس در انظار ظاهر می شده است. اما درهرحال عادات اخلاقی بدی داشته است و شاید همین مسئله ثابت کند که چرا تاسیتوس اخلاقگرا با وی همصحبت نمی شده است.
پترونیوس در سال 65 با "تیگلینوس"(Tigllinus) دوست می شود. این فرد یکی از قدرت های مورد توجه امپراتور بوده است. اما در 66 میلادی در توطئه "پیزون" (Pisone) شرکت می کند و همین مسئله باعث می شود که پترونیوس به جرم دوستی با وی متهم به همدستی در توطئه شود.
خودکشی به سبک اپیکوری:
این اتهام موجب شد که پترونیوس در زمانی که مردان قدرتمند و صاحب کرسی چون لوکانو و سنکا براساس فلسفه اپیکوریسم به مسئله نامیرایی روح می پرداختند، درحالی که در معییت امپراتور در کوما بسر می برد، دست به خود کشی زند.
آثار کوتاه :
پترونیوس درحدود 30 کارمه و بخش های منظومی برپایه تم های فلسفه اپیکوری، احساسی و هجوآمیز از خود به یادگار گذاشته است.
اثر بلند:
ساتیریکون ( (Satyricon:
تنها اثر به جا مانده از پترونیوس "ساتیریکون" (Satyricon) نام دارد. فضای روایی این داستان، شخصیت ها، فضای داخلی و نوع دیالوگ ها به نحوی است که خواننده براحتی می تواند دوره تاریخی امپراتوری نرون را تجسم کند.
این کتاب درحقیقت قصه منثوری است که در میان روایت ها، ابیاتی را در خود جای داده است. از این کتاب تنها 141 بخش از کتابهای 15 و 16 باقی مانده است.
![]()
بنظر می رسد عنوان "ساتیریکون" از دو واژه یونانی تشکیل شده باشد که عبارتند از: "ساتیری" (Satyri) که به شخصیت های اسطوره ای و فولکلور یونان اطلاق می شود و پسوند "ایکوس" (-icus).
این عنوان در اصل از محتوای مربوط به بخش هایی از کتاب های 14، 16 و کل کتاب 15 این اثر گرفته شده است.
طرح اصلی داستان:
طرح اصلی داستان این کتاب مربوط به جوانی با نام "انکولیپوس"(Encolpius) است که اتفاقات عجیبی را که برایش رخ داده ، روایت می کند. دوستان این جوان "آسیلتو" و "جیلتون" هستند. این سه نفر در مارسی با یکدیگر آشنا می شوند. درحقیقت در اینجا "انکولپیو" از طرف "پریاپو" (Priape) ، رب النوع شهوت و باروری یونان آسیب می بینند. اما بعد به یکی از شهرهای یونانی نشین ایتالیا (ناپل؟ کوما؟ یا پوتزولی؟ ) می رود.
دراین کتاب شخصیت های دیگری از جمله "تریمالکیو" (Trimalchione) حضور دارند. این شخصیت، آدمی ولگرد، متظاهر و بی اصل و نصب است که این سه جوان را به یک ضیافت شام دعوت می کند. این شخصیت نماینده انسانهایی است که هجو را در بدترین حالت خود به نمایش می گذارند و پترونیوس این هجو را به تمسخر می گیرد.

رئالیسم داستانی:
بنظر می رسد این کتاب فاقد هرگونه اصالت اخلاقی باشد و بنابراین نمی تواند نمایی واقعی از چهره اجتماعی و فرهنگی جامعه آنروز را به تصویر بکشد.
درحقیفت این کتاب به غیر از جنبه های زیبایی شناسی، تصویر درستی از ماهیت اجتماعی و/ یا سیاسی آنروز را نشان نمی دهد، بلکه تنها متنی کمدی است که بدون فیلترهای اخلاقی، فقط به ارائه رفتارهای غیراخلاقی و نامناسب اکتفا می کند.
این مسئله موجب می شود که فلاسفه بسیاری و در راس همه سنکا این کتاب را مورد انتقادات شدیدی قراردهند.
هرچند بازنمایی رفتارهای شخص امپراتور نرون در هریک از شخصیت های این کتاب به خوبی نشان داده شده است.
زبان و سبک:
حتی زبان پترونیوس نیز ترکیبی از تمسخر و هجو است. بطوری که این زبان اصلا شباهتی به سبک های زبانی طنز، آنگونه که در آثار سیسرون و ویرژیل به چشم می خورند، ندارد. درکل نیمی از این زبان با حرکات دست و صورت و نیمی دیگر با موقعیت های هجوآمیز محیط اغنا می شود.
در خصوص بیوگرافی کورنلیوس تاسیتوس اطلاعات نامطمئنی در اختیار است ، تنها درباره زندگی او می توان گفت که تاسیتوس احتمالا در شهر گالی ناربونز (یا شاید در شهر ترنی و حتی در رم ) در حدود 55 میلادی در خانواده ای برجسته ، ثروتمند و بانفوذ متولد شده است.
در رم به تحصیل پرداخته و احتمالا به مدرسه کوئینتیلیانوس رفته است، چراکه در زمان کوتاهی موفق شده است در رشته فن بیان و سخن سنجی تحصیلات خود را به اتمام رساند و به عنوان وکیل و خطابه سرا به کار مشغول شود . تاسیتوس در سال 78 با دختر " نئوس ژولیوس آگریکولا" (Gneus Giulius Agricola) مامور آمار و فرمانده نظامی ازدواج می کند.

فعالیت سیاسی خود را زیر نظر " وسپاسیانوس " (Vespasianus) آغاز کرده و سپس این عرصه را با کمک "تیتوس" (Titus) و " دومیزیانوس" (Domizianus) ادامه داده است. اما همانند " جوونال" [درپست های بعدی بدان می پردازیم] تنها پس از مرگ وحشتناک دومیزیانوس در 96 میلادی وارد دنیای ادبیات شد. تاسیتوس که بین سالهای 81 تا 82 کوئستور( خزانه دار) و در سال 88 پرایتور( اداره کننده امور قضایی) بود، مجبور شد چندسال از رم دور باشد و در این سالها ماموریت خود را در گالی یا در ژرمانی ( آلمان) انجام دهد.
در سال 97 میلادی زیر نظر "نورا" (Nevra)، به عنوان کنسول انتخاب شد . پس از این دوران ناگهان سخن سنجی و سیاست را رها کرد ، یطوری که تنها فعالیت سیاسی او بین سالهای 112 تا 113 فرمانداری استان "آسیا" بود. در این سالها " پلینیوس جوان " تنها دوست صمیمی تاسیستوس در زندگی و مطالعاتش بود. تاسیتوس احتمالا در سال 120 به علل نامشخص (شاید به مرگ طبیعی) درگذشته است.
آثار:
در اینجا نخست به بررسی آثار تاسیتوس بصورت فهرست وار و براساس ترتیب زمانی و مکانی خلق آنها پرداخته و در ادامه به شرح و تفسیر این آثار می پردازیم.
- گفتگوی خطابه ها (Dialous de Oratorbus) : در حدود سال 80 یا در سال 100 این اثر را منتشر و به " فابیوس جوستوس " تقدبم کرد. این کتاب به زمان نرسیده است.
- درباب زندگی آگریکولا (DE Vita Agricolae) : در سال 98 منتشر شده است.
- درباب اصلیت موقعیت ژرمانی (De Origine et situ Germanorum) : احتمالا در همان سال 98 منتشر شده است.
- تاریخ نگاری (Historiae) : بین سالهای 100 و 110 در 12 یا 14 کتاب که تنها 4 کتاب نخست و نیمی از کتاب پنجم باقی مانده ، نوشته شده است.
- سالنامه ها (Annales) : بین 110 تا 117 در 16 یا 18 کتاب نوشته شده که تنها 4 کتاب اول ، بخش هایی از کتاب پنجم و ششم که مربوط به نرون است ، باقی مانده است.

محتوا و شرح آثار:
گفتگوی خطابه ها : این کتاب احتمالا اولین اثر تاسیتوس نیست . درحقیقت این کتاب به سیک آثار نئوسیسرونی نوشته شده است ، اما از آن نوع آثاری نیست که در مدرسه کوئینتیلانوس تدریس می شد. به همین علت احتمال می رود که تاسیتوس این اثر را هنگامی که هنوز جوان بوده و پیش از آنکه در مدرسه آموزش ببیند نوشته است.
حتی اگر این فرضیه نیز درست باشد ، این کتاب در هر حال پس از مرگ " دومیزیانوس" منتشر شده است. گفتگوها که بین سالهای 75 تا 77 نوشته شده ، برگردانی از کتاب گفتگوهای سیسرون در باب موضوعات فلسفی و فن بیان است که به شرح مباحثاتی می پردازد که در خانه " کوریازیوس مترنوس" میان " مارکوس آپروس " ، " ویپستانوس مسالا و " ژولیوس دوم " با مترنوس انجام شده است.
در باب زندگی آگریکولا : این اثر درباب شرایط نخستین سالهای حکومت " ترایانوس" تدوین شده است . تاسیتوس در این کتاب به توصیف ویژگی های اخلاقی ژولیوس آگریکولا ، ژنرال عالی رتبه زمان دومیزیانوس و فاتح بخش شمالی جزیره بریتانیا پرداخته است. در این کتاب به خصوص در شرح مراسم پایانی ، ردپای سبک سیسرون بوضوح دیده می شود.
در این کتاب پس از بررسی مختصر زندگی قهرمان داستان ( آگریکولا) ، تاسیتوس به شرح وقایع نگاری فتح بریتانیا و موقعیت جغرافیایی این جزیره می پردازد. در این کتاب آگریکولا سمبلی از آزادی و صداقت معرفی می شود.
ژرومانی : در این کتاب تاسیتوس به بررسی محور مرکزی تمایلات قوم گرایی در ژرمانی می پردازد . نکته جالب توجه در این اثر این است که مولف این تعصب نژادی را تنها مربوط به موقعیت تاریخی و سیاسی زمان خود نمی داند.
این اثر به دو بخش تقسیم می شود : در 27 فصل اول بطور کلی به موقعیت ژرمانی اعم از شرایط اقلیمی ، منطقه ای ، جمعیتی ، مصارف ، مذاهب ، قوانین ، سرگرمی ها ، فضیلت ها و عادات بد پرداخته می شود.
در عوض تاسیتوس در بخش دوم ، اخبار مربوط به جمعیت ها و مردم خاص را براساس موقعیت جغرافیایی از غرب به شرق کشور ذکر می کند.
تاریخ نگار ی : این کتاب که از سال 69 تا 96 میلادی به رشته تحریر درآمده است ، درحقیقت پروژه ای وسیع از یک اثر تاریخی است که بخش هایی از آن در کتاب " درباب زندگی آگریکولا " نیز آمده است . هرچند این پروژه در کتاب تاریخ نگاری با اصلاحاتی مواجه می شود . در واقع در حالی که محتوای روایت در حوادث دوره حکومت " گالبا" باقی می ماند ، درکنار محتوای اصلی ، وقایع تا سال 96 که سال مرگ دومیزیانوس است ، ارائه می شود.
دفتر اول این کتاب بطور خلاصه از حکومت گالبا سخن به میان می آورد و تاکشته شدن گالبا و انتخاب امپراتوری " اتون" ادامه می یابد.
در دفترهای دوم و سوم از نبرد میان " اتون" و " ویتلیوس" و سپس نبرد میان " ویتلیوس" و "وسپاسینانوس" صحبت شده و درادامه توضیحی درباره انتخاب امپراتور سرزمین های شرقی آورده می شود.
دفتر چهارم مربوط به سرگذشت سربازان " فلاویان" است که در گالی و ژرمانی درمقابل وسپاسیانوس ایستادگی می کنند.
دفتر پنجم مربوط به وقایع ژرمانی و اولین نشانه های ظهور خستگی در میان شورشیان است.
سبک کتاب " تاریخ نگاری" از ریتمی متنوع و سریع برخوردار است که تم دراماتیک نیز در روایت های صحنه ای هیجانی تر دیده می شود.
سالنامه ها:این کتاب وقایع دوران آگوستوس تا نرون را به تصویر می کشد. در مرحله آخر این کتاب ، تاسیتوس به جنبه های روایتی تاریخ مربوط به " نورا" و "ترایانوس" نیز می پردازد. در "سالنامه ها" قدیمی ترین روایت مربوط به دوره مرگ آگوستوس تا مرگ نرون است.
در این کتاب دفاتر اول تا چهارم ، بخشی از کتاب پنجم و ششم نسبت به حوادث مرگ آگوستوس (کتاب چهاردهم ) و مرگ تیبریوس ( کتاب سی و هفتم ) بسیار محافظه کارانه نوشته شده است. به علاوه کتاب های 11 تا 16 نیز محافظه کارانه هستند.( از این دفاتر قسمت های جزئی باقی مانده است)
تاسیتوس در کتاب سالنامه ها ، مطالب مرجع مورد نیاز را حفظ می کند ، اما در عین حال بنظر می رسد چشم اندازش نسبت به رویدادهای کتاب تلخ باشد . چراکه در دوره حیات نویسنده ، آزادی سیاسی اشراف گرایی سناتوری رنگ باخته است و انسانیت و اخلاقگرایی ناتوان تر از همیشه عمل می کنند. بطوری که هر روز دولت رم با خودکشی فلاسفه مواجه می شود. بطور خلاصه نویسنده در این اثر ادبی ، سرزمینی بدون نور و امید را برای انسان عصر خود به تصویر می کشد و اذعان می کند که برای بازسازی سیاسی و اخلاقگرایی رم نیاز به دقت و توجه زیاد است.
سنکا ( پسر سنکای بزرگ ) در سال 4 قبل از میلاد در کوردورا واقع در اسپانیا در یک خانواده اکوئستر ( سفیران ) متولد شد . در جوانی به رم رفت ودر آنجا مطالعات فلسفی زیادی با استادانش آتالوس و فابیانوس انجام داد . به دلیل توان بالایی که در عرصه سخن سنجی و فن خطابه داشت ، به سنا راه یافت و در آنجا در مدت حکومت کالیگولانوس از مقام و منزلت بالایی برخوردار شد .
اما در سال 41 پس از میلاد به خاطر محکومیت پرنسس جولیا لیویلاس ، خواهر کالیگالونوس که به دلیل حسادت مسالینا متهم شده بود ، از پست خود برکنار و به کورسنا تبعید شد و تنها در سال 29 میلادی و پس از 8 سال تبعید ، مورد عفو آگریپینا ، امپراتوریس جدید توانست به رم باز گردد و به سفارش امپراتور کلاودیوس در نقش معلم نرون جوان مشغول بکار شود و به تعلیم و تعلم امپراتور آینده اهتمام ورزد .
در اکتبر 54 میلادی ، کلاودیوس ( عموی کالیگولانوس ) با دسیسه امپراتوریس آگرپینا به طرز مشکوکی مرد و به این ترتیب نرون بر تخت سلطنت نشست . پس از مرگ کلاودیوس ، سنکا بیشتر مورد علاقه نرون قرار گرفت و به عنوان مشاور او معرفی شد . بطوری که در حقیقت اداره کننده سیاست امپراتوری ، سنکا بود و به مدت 7 سال تمام وظایف نرون را انجام می داد یا سازماندهی می کرد . مورخان از این تاریخ به عنوان بهترین دوره حکومت نرون یاد می کنند .
اما نرون برای تشکیل یک حکومت استبدادی نقشه هایی در سر می پروراند که این نقشه ها را پس از فتح بریتانیک اجرا کرد . سنکا نیز پس از این فتح که همزمان با مرگ دوستش " آفرانیوس بورو " شد ، در سال 62 فکر کرد که از عالم سیاست خارج شود و به زندگی شخصی خود با خط مشی ء میانه روی و حفظ تعادل بپردازد .
اما سرنوشت به نحو دیگری رقم خورده بود ، بطوری که در سال 65 دسیسه ای برضد نرون برملا شد که از سوی رئیس اربابان رم ، کالپورنیوس پیزو ، طراحی شده بود . افشای این دسیسه شخصیت های عادی ، نظانی و دولتی را در مظان اتهام قرار داد .
هیجکس نمی داند که ارتباط سنکا با این اتهام چیست ، اما درهرحال نرون با لذت ، اتهام استاد و مشاور خود را پذیرفت و به این ترتیب سنکا از شاگرد خود حکم مرگ دریافت کرد .
سنکا در واپسین روزهای زندگی خود در سال 65 میلادی سعی کرد در مقابل استبداد نرون ایستادگی کند و بدون ترس از مرگ حتی اعلام کرد که از تمام روزهای زندگی اش لذت برده است و بنابراین واهمه ای از مرگ ندارد .

محتوا و آثار
از بین آثار سنکا تعداد کمی باقی مانده است که با اطمینان می توانیم آنها را به او نسبت دهیم . چرا که در حقیقت پیگیری روند تفکراتش دشوار است . در کل ، آثارش حول محور مضامین اخلاقی می گردد که بخش بزرگی از تفکرات فلسفی سنکا را پایه ریزی می کنند که از آن جمله می توان به تفکر گذشت سریع زمان و زندگی و مرگ به عنوان سرنوشت انکارناپذیر انسان اشاره کرد .
گفتگوها (Dialogus) : بسیاری از آثار فلسفی سنکا پس از مرگ او در 12 کتاب با عنوان " گفتگوها " درباره مسائل اخلاقی و فلسفی گردآوری شدند . بطور خلاصه ، دست نوشته های اخلاقی و بیانات نویسنده ، شخصیت او را در تمام نوشته هایش نشان می دهد .
به این ترتیب آثار مجزای او حاوی گفتگوهایی است که به بررسی جنبه ها یا مشکلات ویژه اخلاق پرداخته و حقیقت یک تفکر متعالی را نشان می دهد . این آثار به ترتیب عبارتند از:
درباب مشیعت (De Providentia) / 62 میلادی؟ : نظرات سنکا دراین کتاب مخالفت با فلسفه اپیکوریسم است . [به پست 13 اردیبهشت 85 مراجعه شود ] سنکا در این کتاب به نوعی قضاوت می کند که اغلب بنظر می رسد تنها مشیعت الهی است که فضیلت را به انسان هدیه می کند .سنکا در این کتاب تفکراتش را با مشاهده کیهان و مقایسه طبیعت و انسان به اثبات می رساند .
درباره کوتاهی عمر (De brevitate vitae ) : محتوای این کتاب درباب زودگذری زمان و کوتاهی زندگی است . سنکا در این باره می گوید : " بنظر می رسد وضعیت انسان همانند زمان باشد ، چرا که ما نمی دانیم چه زمانی با زندگی وداع می کنیم . "
درباب خشم (De ira ) / کتاب سوم – 41 میلادی ؟ : نوعی پدیده شناسی از عصبانیت انسان است که مکانیزم های منشاء خشم و روش هایی برای کنترل آن را تجزیه و تحلیل می کند .
درباب زندگی زیبا (De beata) / 58 میلادی ؟ : مشکل ثروت و تمایلاتی را در بوته آزمایش می گذارد که در آنها فقدان خوشبختی بی معناست . اما سنکا به این حقیقت توجه می کند که بنظر می رسد ثروت و خوشبختی لزوما نباید در کنار هم باشند ، چه بسا کسانی که احساس خوشبختی می کنند ولی در فقر بسر می برند . به اعتقاد سنکا ، جستجوی فضیلت است که منجر به خوشبختی می شود .
درباب آسودگی خاطر (De Tranquillitate animi) / 62 میلادی ؟ : در این سه گانه که به دوستش " سرنوس " تقدیم کرده است ، سنکا میانه روی میان خوش بینی و تمدن رمی را جستجو کرده و قرارگیری سیسرون و کاتولوس [ به پست های مورخ7 و 17 خرداد 85 مراجعه شود ] در یک موقعیت متعادل را پیشنهاد می کند . سنکا در این کتاب می گوید : " رفتار خردمندانه باید با شرایط سیاسی ارتباط داشته باشد ، اما دراینحال انتخاب یک زندگی کلا ناراحت نیز می تواند از تبعات یک موقعیت وخیم سیاسی باشد .
درباب احسان (De Benefiis) : این گفتگو در 7 کتاب تنظیم شده است و از طبیعت و حالتهای مختلف احسان ، ارتباط میان احسان کننده و احسان شونده و وظایف آنها صحبت می کند . ( در این کتای سنکا نسبت به رفتار نرون به دیده تردید می نگرد ) .
درباب بخشش (De Clemenitina) : سنکا این اثر را در 3 کتاب تالیف و به نرون تقدیم کرده است . او در این کتاب به مدیریت عدالت و حاکمیت دولت نگاه می کند و به امپراتور جوان یک برنامه سیاسی متعادل و یک راهکار میانه رویی را ارائه می کند . در اینحال سنکا در این کتاب مستقیما وارد مقولات سلطنت و حکومت نمی شود .
درباب ثبات خردمندان (De constantina Sapientis) : او در این کتاب توضیح می دهد که به خردمندان نه می توان آزار رساند و نه به آنها توهین کرد .
درباب آسایش (De Otio) : در این گفتگو سنکا توجیه درستی از کناره گیری خود از زندگی اجتماعی ارائه می کند .
درباب تسلیت (De Consdatione) : در این گفتگو سنکا ضمن تسلیت به مارسیا ، از دختر او به خاطر از دست دادن پسرش دلجویی می کند .
درمیان گقتگوها 2 نامه هم به چشم می خورد که یکی " تسلیت به مادرم هلویا " و دیگری " تسلیت به پلی بیوم" نام دارد که هر دو برپایه محتوای تسلیت گویی به شیوه یونان باستان است که برپایه تم های اخلاقی و پذیرش زندگی یا مرگ به عنوان سرنوشت ، استوار شده است .

از دیگر کتاب های سنکا می توان به موارد زیر اشاره کرد :
124 نامه اخلاقی به لوسیلیوم (124 Epistulae Morales ad Lucilium) : این مجموعه شامل 20 دفتراست که در آخرین سالهای زندگی اش به نوشتن آنها اهتمام ورزیده است . سنکا در این کتاب به فلسفه ، تجربه ها ، شادی ها و رنج های خود اشاره می کند . او برای تنظیم این نامه ها از نظرات مختلف افلاطون و اپیکوروس ( 2 فیلسوف یونانی ) نیز بهره جسته و در فرهنگ ادبی رمی از طرحی نو استفاده کرده و از این طریق به ادبیاتی درخشان تر از آثار ادبی سیسرون دست یافته است .
مسائل طبیعی (Naturales Quaestiones) : در 7 دفتر تنظیم و به لوسیلیوس [ به پست 13 اردیبهشت مراجعه شود ] تقدیم شده است . در این کتاب سنکا از طریق مسائل علمی به تحلیل پدیده های جوی و آسمانی از آب و هوا تا زلزله های کیهانی می پردازد . اگرچه در این کتاب به وضوح دیده می شود که حتی تمایلات علمی مولف ارتباط عمیقی با مسائل اخلاقی دارد .
تجلیل مسخره آمیز (Apokolokyntosis) : یک تجلیل طنزگونه از امپراتور است . در این کتاب سنکا مرگ کلاودیوس را به تصویر می کشد و عروجش به کوه المپیوس و حضورش در پیشگاه خدایان را نشان می دهد. او در این اثرطنز ، بیان می کند که کلاودیوس در حضور خدایان محکوم به زندگی در جهنم می شود .
9 تراژدی (tragedie 9 ) : سنکا این تراژدی ها را که اکثرا اقتباسی از آثار نویسندگان یونانی بویژه تراژدی های " اروپیدوس " است ، احتمالا در پایان عمر نوشته است که فهرست وار عبارتند از :
هرکول دیوانه – زنان تروا – زنان فینیقی – مدیا – فدرا – اودیپوس (اودیپ ) – توئستس – آگامنون و هرکول در اوتا
دوره امپراتوری را در اولین پست سال نو با بررسی زندگی و آثار پرسیوس آغاز می کنیم . آئولوس پرسیوس فلاکوس در 4 دسامبر 34 میلادی در منطقه " ولترا " (Volterra ) در خانواده ای نجیب زاده از دسته سلحشوران و سوارکاران متولد شد . اما در 6 سالگی پدرش را از دست داد و یتیم شد . از آن پس با مراقبت و تربیت مادرش " فوولیا سیسنا " (Fulvia Sisenna ) رشد کرد . هم او بود که فرزندش را در سن 12 یا 13 سالگی به منظور تحصیل در بهترین مدارس دستور زبان و سخن سنجی به رم فرستاد تا تحت تعلیم استادانی چون " رمیوس پالاما" ( Remmius Palama ) و " ویرژینیوس فلاوس " ( Virjinius Flavus ) قرار گیرد. اما ملاقات با " آنئوس کورنوتوس " (Anneus Cornutus ) فیلسوف وارسته ( برده ای که به دست خانواده سنکا ، ادیب بزرگ آزاد شده بود) باعث شد که وارد محافل مخالف سناتوری شود و در این میان به خصوص با محفل " تراسئا پتوس " ( Trasea Petus ) مانوس شد .

شکل گیری درونی :
مباحثات فلسفی ، او را به سمت یک زندگی به دور از تجمع و در انزوا هدایت کرد . همانطور که گفته شد ، پرسیوس زیر نظر و تربیت مادر، بزرگ شده بود . علاوه بر این 4 زن دیگر نیز در تربیت او نقش تعیین کننده ای داشته اند که عبارتند از : عمه ، خواهر ، دختر عمه ( آریای کوچک ) و دختر او ، فانیا .
تعالیم این 4 زن در کنار تربیت مادرش و مطالعات فلسفی در شکل گیری شخصیت پرسیوس بسیار تاثیرگذار بودند . پرسیوس دوستان کمی داشت که با تعدادی از آنها از دوران نوجوانی ( مثل کالپورینوس استاتوراس ، لوگان و سیسو باسو ) و با تعدادی نیز در دوران بزرگسالی دوست شده بود که در دسته دوم فقط " سرویلیوس نونیانوس" ،" تراسئاپتوس" و "کورنوتوس " جای داشتند و از این میان کورنوتوس در قرار دادن پرسیوس در مسیر شعر بسیار تلاش کرد .
گوشه گیری :
درون گرایی ذاتی ، نرمی و لطافت روح پرسیوس موجب شد که او انزوا و گوشه نشینی عجیبی که با حقیقت زندگی زمان او تفاوت بسیار داشت ، اختیار کند . با وجود این ، سخت است که بگوییم این انزوا او را از مسائل سیاسی زمان ، زیبایی شناسی و اخلاقگرایی دور کرده باشد .
مرگ :
پرسیوس در 24 نوامبر 62 در حالی که تنها 28 داشت ، در اوج جوانی در اثر ابتلا به بیماری حاد معده در ویلای وسیعی در جاده آپیا نزدیک رم درگذشت . در وصیت نامه خود تمام اموالش را که شامل کتابخانه با ارزشی با 700 مجموعه کتاب ، 10 پوند نقره پرداخت شده و مبلغ قابل توجهی پول بود را برای استادش کورنوتوس به ارث گذاشت . می دانیم که کورنوتوس کتاب ها برای خود نگه داشت و بقیه میراث ( پول و نقره ها ) را به مادر و خواهر پرسیوس داد .
آثار :
یک بیوگرافی قدیمی و کتاب طنزنامه از معروف ترین آثار پرسیوس به شمار می رود . بیش از آنکه شاعر نوشتن طنزنامه را که به حتم شاهکار آثارش است ، آغاز کند از کودکی به نوشتن و خلق آثار اهتمام ورزیده بود . بطوری که عذرنامه ای با عنوان " وسیوس " (Veseius ) که تا کنون معنی آن معلوم نشده است ، کتابی حاوی روایات سفرها با عنوان Hodoeporicon ، کتابی کوچک در شهرت آریای بزرگ ( مادرزن تراسئا پتوس که همراه شوهرش سسیناس پتوس خودکشی کرد ) از جمله آثاری هستند که پرسیوس ازدوران کودکی شروع به نوشتن آنها کرده است . با مرگ شاعر ، کورنوتوس که وارث تمام دارایی اوشد ، تصمیم به اصلاح آثار کوتاه او گرفت . شاید به این دلیل که سبک نوشتاری امپریالیستی را می پسندید و نوشته های شاعر ضد امپریالیستی بودند ، و شاید به این دلیل که مادر پرسیوس اصرار داشت از محتوای ضد امپریالیستی ابیاتی که شاعر در وصف آریا سروده و مستقیما استبداد نرون را زیر سوال می برد ، کاسته شود .
طنزنامه (Satire ):
این کتاب در 6 شماره ، در وزن 6 پایه ای و در مجموع 650 بیت سروده شده است .
محتوا :
بسیار دشوار است که بتوانیم برای محتوای این اثر ، توضیحی مختصر دهیم . چرا که این کتاب نامنظم تر از آن است که بتوان تصور کرد . اما این آشفتگی ریشه در تفکر بالای شاعر دارد و اغلب با قضاوت های منطقی در می آمیزد و در کنار این مشکل ، از آنجا که شاعر به دلیل جوانی و ناپختگی قادر به شرح تفکراتش با بیانی ساده نیست ، متن را دچار پیچیدگی های بسیاری در درک مفاهیم کرده است . به هر ترتیب تا آن حد که امکان پذیر باشد ، این مجموعه را در قالبی نظام مند مورد بررسی قرار می دهیم .
کولیامبی ها (Coliambi) : نخستین بخش این طنزنامه می باشد که در 14 بیت سروده شده است .این اشعار دقیق ، و ارزش دستوری دارند . شاعر در این بخش به خوانندگان به صورتی اخلاقی تفکرات خود را آموزش می دهد و درمقابل روش های ادبی زمان می ایستد.
طنز شماره 1 : در 134 بیت سروده شده و ساختاری در فرم گفتگویی میان مولف و گوینده ای خیالی دارد که در قالب موضوعی ادبی اشاعه عادات بد در اشعار معاصر که منجر به تخریب اخلاقی می شود را زیر سوال می برد و به صورتی برنامه ریزی شده با اشاره به آثار لوسیلیوس و هوراس ، از آنها به عنوان انسان هایی آزاده یاد می کند . همچنین پرسیوس در این قسمت به خود ، به خاطر داشتن خوانندگان اندک آثارش تبریک می گوید و بیان می دارد که مطمئن است خوانندگانش اگرچه کم هستند ، با اینحال واقف به به مفاهیم تک تک ابیاتش می باشند .
طنز شماره 2 : شامل 72 بیت است که آن را به دوستش " پلوزیوس ماکرینوس" (Plozius Macrinus ) به مناسبت سالروز تولدش تقدیم کرده است . شاعر در این بخش به صورتی انتقادی به مذهب خشک و رسمی حمله کرده و تاکید می کند که برای مقابله با این تفکر غلط مدهبی نیاز به ایمان ، صداقت و بزرگواری است .
طنز شماره 3 : دارای 118 بیت است و در نکوهش جوانی بیکاره است که طی آن شاعر از او می خواهد که به وارستگی اخلاقی روی آورد .
طنز شماره 4 : در 52 بیت است و شاعر در این شماره با استناد به آثار سقراط ( حکیم یونانی ) نشان می دهد ، کسانی که بدون شناخت خود وارد عرصه فعالیتی خاص ، به خصوص سیاست می شوند ، در کار خود شکست می خورند .
طنز شماره 5 : این شماره که با 191 بیت دارای آزادترین محتوا ، طولانی ترین و زیباترین بخش این مجموعه است را در مقام شاگردی شیفته به استاد و دوست خود ، کورنوتوس تقدیم کرده و در آن نشان می دهد که تنها آزادی واقعی ، خرسندی است .
طنز شماره 6 : در قالب نامه ای در 80 بیت به سیسو باسو ( دوست خود ) که در سابینا (Sabina ) زندگی می کند ، نوشته است و در آن به بیان چگونگی برقراری تعادل میان زندگی روحانی و مدرنیزه شدن در عین وارستگی و حفظ فضیلت می پردازد.
سبک :
بیان رئالیستس و زبانی تند ، انتخاب اصلی شاعر در بیان تفکراتش است . اگرچه پرسیوس در شرایط مورد نیاز برای بیان واقعیت بنیادی ذهنیات هم عصرانش ، چه از نظر لحن و چه از نظر معنا به ابهام روی می آورد و در نتیحه به نوعی بد شکلی ( دفرمی ) بیان می رسد ، با اینحال قادر است خوانندگان خود ( به قول خود شاعر خوانندگان اندکش ) را خشنود سازد . هرچند این ابهام تکنیک شاعر نیست و تنها در نتیجه نوع بیان او شکل گرفته است .
سلام به همه دوستان خوبم . سال 1385 رو به پایانه برای همین تصمیم گرفتم استثنائا از رم باستان دور بشم و سال نو را بصورت خیلی ویژه به همه دوستان وبلاگ نویسم تبریک بگم.
در مورد سالی که داریم روزای آخرشو پشت سر می ذاریم نمی تونم بگم که برای من سال خیلی خوبی بوده چون در واقع اصلا سال خوبی را تا به اینجا نداشتم ولی می تونم به جرات بگم که در این سال تجربیات جدید و با ارزشی بدست آوردم . به خصوص از نظر عاطفی به درک زیبایی از عشق رسیدم عشقی که همیشه درکنارم بود و من تا سالهای قبل کمتر به اون توجه می کردم. همین مساله باعث شد سختی های سال 85 چندان به چشم نیایند . اما در مورد سال آینده که سال خوک طلاییه امیدوارم هم شما و هم من سال خیلی خوبی داشته باشیم.
یکبار دیگه عید نورزو را به همه شما تبریک و تهنیت می گم.

Buon anno !!!!!!!!!!!!!!!!!
سال نو مبارک !!!!!!!!!!!!!!!!
Avete una bella fortuna nel nuovo anno!
اقبالی زیبا در سال جدید داشته باشید !!!!!!!!!!!!!
Ci vediamo nel prossimo anno
( naturalmente nel mondo virtuale )
همدیگرو در سال آینده می بینیم ( البته در دنیای مجازی )
Ciao!!!!!!!!!!!
تا بعد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوره امپراتوري از مرگ آگوستوس در سال 14 م. تا سقوط امپراتوري رم غربي در سال 476 م . بطول مي انجامد ، كه به چند بخش قابل تقسيم بندي است .
دوره اول : كه دوره زوال و انحطاط است از مرگ آگوستوس تا مرگ ماركوس اورليوس
(14 تا 180 م . ) ادامه دارد .
لطفا براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد....
ادامه مطلب
تیتوس لیویوس شهرستانی که رم را با تاریخ نگاری های خود به اوج شهرت رساند ، در 59 ق.م در Padova (پادوا) در خانواده ای عالی رتبه و برجسته متولد شد . رم در زمان زندگی لیویوس به دلیل تغییرات سیاسی و ساختاری که دارد ، مراحل بحرانی را پشت سر می گذارد .
لطفا برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
ادامه مطلب
برای مطالعه متن کامل لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید....
ادامه مطلب
درادامه بررسي ادبيات رم باستان در دوره آگوستوس به آلبيوس تيبولوس، شاعر عاشقانه سراي رثايي مي رسيم.اما پيش از پرداختن به زندگي و آثار اين شاعر، ذكر اين نكته درباره اشعار عاشقانه رمي ضروري مي نمايد كه بگوييم: رمي ها اشعار عاشقانه را در عوض آنكه در قالب وزن مرثيه اي بسرايند، در وزن اشعار رثايي مي سرودند و براي اشعار رثايي از لغت يوناني Elegy استفاده مي كردند. در واقع در شعر Elegy يك بيت 5 هجايي و يك بيت 6 هجايي است و اين روند در تمام ابيات بصورت متناوب تكرار مي شود. يونانيان اغلب اشعار مراثي را در اين قالب شكل مي دادند، حال آنكه همانطور كه گفته شد، رمي ها اشعار عاشقانه را در اين وزن مي سرودند.
ادامه مطلب
