
در نخستين بخش از بررسي دوره آگوستوس (27 ق.م تا 14 م) نظري به زندگي ويرژيل شاعر حماسه سراي بزرگ رم باستان مياندازيم. پوبليوس ويرژيل مارو دردهكدهاي كوچك نزديك به مانتوا از توابع آندس در خانوادهاي كشاورز كه املاك متوسطي داشتند و به تازگي رمي شده بودند، در 15 اكتبر 70 ق.م متولد شد. پدرش مالك زمينهاي كشاورزي وسيعي در سواحل مينيسوس بود. زيبايي خيره كننده اين سرزمين، سادگي و سلامت دوران كودكي شاعر را تضمين ميكرد.
شكلگيري شخصيت ادبي ويرژيل ازكرمونا آغاز شد. شهري كه در آنجا به مدرسه دستور زبان رفت و در 15 سالگي رواي فارغ التحصيلي به تن كرد. پس از آن خانواده ويرژيل ابتدا به ميلان، سپس به رم نقل مكان كرد. در رم در مدرسه سخن سنجي ال پيديوس (El-Pidius) ثبت نام كرد.
در اين مدرسه شاگرداني مشغول به تحصيل بودند كه آينده طبقه حاكم رم را شكل ميدادند كه از آن جمله ميتوان به ماركوس آنتينيوس (مارك آنتوني) و اكتاويانوس اشاره كرد.
اما ويرژيل استعداد سخنوري نداشت. با اين حال بدون دليل و شايد بدون موفقيت اين رشته را ادامه داد. پس از مدتي سخن سنجي را رها كرد و براي انجام مطالعات فلسفي به ويژه اپيكوريسم به ناپل رفت و در مدرسه سيسرون به مطالعه در رشته فلسفه پرداخت. در آنجا با واريوس رفو و پلوسيوس توكا، ناشران آينده آثارش دوست شد و در اولين مرحله از آغاز دوره ادبياش با اليوس سيناس و كاتولوس آشنا شد و بعدها در مدح آنها در بخش مهم كتاب اشعار شباني، ترانهاي سرود. ويرژيل در اين زمان كه محو اين محيط ادبي شده بود، به طور حتم تقريبا تمام آثاري كه امروزه به نام مجموعه «اپنديكس ورجيليانا» (Appendix Vergiliana) ميشناسيم را سروده است.
مصادره زمین های کشاورزی:
بعد از مرگ سزار، بين 44 ق.م و اولين ماههاي 43 ق.م ویرژيل به آندس بازگشت و در آنجا دوست دوران جواني خود به نام آسينوس پوليون (Asininys Pollione) را پيدا كرد. اين شخص زمينهاي كشاورزي را كه در دوره سزار مصادره شده بود، به مالكان خود باز ميگرداند. ويرژيل به كمك او توانست زمينهاي پدري خود را در مانتوا بازيابد. اگرچه يك سال بعد در حالي كه مشغول سرودن مجموعه «اشعارشبانی» بود ، بار ديگر زمينهايش اين بار توسط سربازان اكتاويانوس مصادره شد. از آن پس ويرژيل هرگز نتوانست دردي را كه به خاطر از دست دادن زمينهايش ميكشيد فراموش كند و به همين دليل در تمام عمر هميشه احساس غربت ميكرد.
نقل مکان به رم:
از دست دادن زمينهايش در مانتوا، او را وادار كرد كه به رم نقل مكان كند و در آنجا بوكوليكها (اشعار شباني) را منتشر كرد.
يك سال بعد وارد دايره ادبي مسيناس شد. در آن هنگام چند صباحي از مرگ كاتولوس و لوكرتیوس ميگذشت و تنها شعر اسكندراني توسط كورنليوس گايوس رايج و هنوز در اوج و شكوه بود. در حالي كه هوراس كه ويرژيل او را به مسيناس معرفي كرده بود، در آن زمان شروع به طنزنويسي كرد.
مسيناس و اوكتاويانوس به ويرژيل خانهاي در يكي از محلات اعيان نشين رم هديه كردند، اما شاعر اغلب ترجيح ميداد خارج از شهر به سمت جنوب رودو، در كنار دريا و زير درخشش آفتاب آثار خود را بنويسد. علت مورد توجه قرار گرفتن ويرژيل، تنظيم اثر «در باب كشاورزي» بود كه او بين سالهاي 37 تا 30 ق.م در ناپل نوشته بود. اين اثر به او شهرت و جسارت داد. پس از مدتي ويرژيل به عنوان ترانه سراي آگوستوس و پسرش (امپراتور و شاهزاده جديد) انتخاب شد. از اين هنگام تا پايان زندگياش، ويرژيل مشغول نوشتن «انئيد» بود.
در 19 ق.م ويرژيل با هدف غني كردن فرهنگ خود به آسيا و يونان سفر كرد و در آن زمان تغييراتي در مكان نگاري محلهايي كه در منظومه انئيد از آنها ياد كرده بود، به وجود آورد. در آتن با آگوستوس كه از استانهاي شرقي باز ميگشت، ملاقات كرد. بنابراين ميتوانيم نتيجه بگيريم كه ويرژيل در اين زمان هنوز از نظر جسمي در سلامت بوده است. پس از بازگشت به ايتاليا و كمي قبل از مرگ تصميم گرفت دست نوشتههاي انئيد را بسوزاند ولي دوستانش و به احتمال زياد خود امپراتور آگوستوس او را از اين كار منصرف كردند.
سرانجام ويرژيل در 21 سپتامبر 19 ق.م در برنيديزي درگذشت. جسد او را در نهايت احترام و علاقه به ناپل منتقل كردند و در جاده پوتزولي به خاك سپردند. از آنجا كه ويرژيل وارثي نداشت، آگوستوس و مسيناس به عنوان وارثانش انتخاب شدند.
آثار:
اشعار شباني (Bucollica): ويرژيل بين سالهاي 42 تا 39 ق.م نيمي از اين مجموعه را در مانتوا و نيمي ديگر را در رم نوشت. او اشعار شباني (بوكوليكها) را بعدها به عنوان يوناني Ecloga به معني «اشعار منتخب» تغيير داد. اين مجموعه در 10 بخش و در وزن شش پايهاي به شيوه اشعارمکتب اسکندرانی و در سبک های تغزلی ،روایی و گفت وگویی سروده شده است . این اشعارباعث شهرت ويرژيل شد. او اين اشعار را با اقتباس از آثار تئوكريتوس، شاعر يوناني سروده است.
محتوای ترانه ها:
شماره 1: اين ترانه يك اتوبيوگرافي از خود شاعرمی باشد. گفتوگويي ميان دو چوپان به نامهاي تيتيروس (شايد خود ويرژيل) و مليبئوس است كه در حومه مانتوا انجام ميشود. مليبئوس به خاطر از دست دادن دارايياش غمگين است، اما برعكس تيتيروس به دليل اينكه يك جوان رمي (شايد اكتاويانوس) آزادي خود و زمينهايش را به او بازگردانده، آرام است.
شماره 2: شعري غنايي است و داستان عشق جواني چوپان به نام كورديون به دختري به نام السي است.
شماره 3: دامتاو منالكاس در ضيافتي براي نشان دادن توانايي خود در آوارخواني و ترانه سرايي به مبارزه ميپردازند.
شماره 4: اين ترانه مهمترين ترانه اين كتاب به شمار ميرود. در واقع اين شعر كه 40 ق.م سروده شده است، درباره سرگذشت چوپانها نيست، بلكه بازگشت به عصر طلايي را بشارت ميدهد كه با تولد يك كودك زيرنظر پوليدن متولد ميشود. حكايت اين ترانه بسيار شبيه به پيشبيني تولد مسيح است و اين نشان ميدهد كه ويرژيل به پيامبري مسيح در سالهاي بعد، اعتقاد دارد.
شماره 5: دو چوپان يعني منالكاس خواننده و موپسوس نوازنده، يكي از بعد از ديگري براي مرگ دافنيس آواز ميخوانند. موپسوس براي مرگ دافنيس اشعار سوگواري ميخواند و منالكاس اشعار شاد ميخواند، به اين معني كه او نمرده است.
شماره 6: اصل دنيا را از ديدگاه آيين اپيكوري از زبان خواننده سيلتون پير بيان ميكند.
شماره 7: ملپيئوس، در شب شعري كه بين كورديون و تيرسيس برگزار شده است، خدمت ميكند.
شماره 8: آواز دو چوپان را نشان ميدهد كه از يكي از اشعار تئوكريتوس الگوبرداري شده است. اين ترانه پوليون را نشان ميدهد كه پيروزمندانه از جنگ دالمازيا باز ميگردد.
شماره 9: اين ترانه نيز شايد يك اتوبيوگرافي شاعر باشد. منالكاس (شايد خود ويرژيل) از مصادره زمينهاي خود درهراس است.
شماره 10: درباره گالوس است. شباني كه از بيمهري معشوقه خود ليكوريد كه او را ترك كرده است، بر بستر بيماري ميافتد و اشعاري ميسرايد.
در باب كشاورزي (De Geogica): اين مجموعه 37 تا 30 ق.م سروده شده است. تعداد ابيات آن كه با موضوع كشاورزي و به سبك اشعار يوناني سروده شده، 2 هزار و 183 بيت و در وزن 6 پايهاي است.
گفته ميشود كه ويرژيل اين اثر را به دعوت مسيناس كه مشغول اجراي برنامه سالم سازي اخلاقي، صلح و كار فرموله شده آگوستوس بود، به منظور بازگيري كشاورزي بهينه و حتي بازگشت به ايدئولوژي افراطي رمي سروده است.
اين اثر ستايش فراوان اكتاويانوس را برانگيخت. در باب كشاورزي كه در 4 بخش تنظيم شده است، به ترتيب در بابهاي: درباره محصول و پيشبيني شرايط جوي و اقليمي، باغ ميوه و تاكستان، دامپروري و پرورش زنبور عسل است.
انئيد (Eneid): انئيد به طور كامل وارد حماسه يوناني ميشود و با موفقيت در شرح بيان ارزشهاي رمي و روح سلحشوري اخلاقي آگوستوسياني، از شعر ملي رم دفاع ميكند. ويرژيل در اين اثر كاملا اسطوره شناسي تاريخ كه ويژگي حماسه لاتين است را به كار ميگيرد. اما براي موضوعات اسطورهاي، مكان مركزي و هسته آغازين داستان نويسي يوناني را انتخاب ميكند. همچنين قهرمان اصلي حماسه به جاي آگوستوس، انئا است. در اين داستان انئا داماد شاه پريام، با 21 كشتي خود فرار ميكند و مدت 7 سال در سواحل مديترانه ساكن ميشود. او و همراهانش سختيهاي فراواني تحمل ميكنند و سرانجام وارد كارتاژ ميشوند. در آنجا ديدو (Dido ) ملكه كارتاژ شيفته انئا ميشود و ضمن اينكه به او پيشنهاد ازدواج ميدهد، او را ترغيب ميكند تا در آنجا اقامت گزيند و نايب ملكه شود. اما انئا كه سرنوشت خود را در جايي ديگر ميداند، راهي سيسيل ميشود. ديدو هم از دوري او خودكشي ميكند. پس از آن انئا راهي لاتيوم (Latium) در ايتاليا ميشود و از طرف لاتيوس (Latius) پادشاه اين سرزمين مورد استقبال قرار ميگيرد. لاتيوس قول ميدهد كه دخترش لاوينيا (Lavinia) را به همسري انئا درآورد. اما رقيبي به نام تورنوس، شاهزاده روتولي، در اين ميان است كه قبلا از مادر لاوينيا قول همسري با او را گرفته است. بنابراين دو رقيب با يكديگر به مبارزه ميپردازند و تورنوس در اين جنگ تن به تن كشته ميشود و انئا و لاوينيا با هم ازدواج ميكنند و انئا وارث تاج و تخت ميشود.
سبک:
سبك ويرژيل همانند روح او يك معجزه است. گفته ميشود كه بزرگي اصالت زبان ويرژيل كمتر از آنچه كه در هنرش تجلي يافته است، نيست. خرد او برگرفته از سنت انيوس و لوكرتیوس است و از تكنيك بازپردازي آثار يوناني استفاده ميكند. اگرچه در اشعارش از زبان مردمي بهره جسته است، اما از پيروان هومر، مناندر (شاعر حماسي يوناني سده 7 ق.م) اوروپيدوس (شاعر تراژدي سراي يوناني قرن 4 ق.م)، آپولونيوس رودسي (شاعر يوناني سده سوم تا دوم ق.م) و تئوكريتوس است.
