
درادامه بررسي ادبيات رم باستان در دوره آگوستوس به آلبيوس تيبولوس، شاعر عاشقانه سراي رثايی
مي رسيم.اما پيش از پرداختن به زندگي و آثار اين شاعر، ذكر اين نكته درباره اشعار عاشقانه رمي ضروري مي نمايد كه بگوييم: رمي ها اشعار عاشقانه را در عوض آنكه در قالب وزن مرثيه اي بسرايند، در وزن اشعار رثايي مي سرودند و براي اشعار رثايي از لغت يوناني Elegy استفاده مي كردند. در واقع در شعر Elegy يك بيت 5 هجايي و يك بيت 6 هجايي است و اين روند در تمام ابيات بصورت متناوب تكرار مي شود. يونانيان اغلب اشعار مراثي را در اين قالب شكل مي دادند، حال آنكه همانطور كه گفته شد، رمي ها اشعار عاشقانه را در اين وزن مي سرودند.
درباره زندگي آلبيوس تيبولوس، اخبار و روايات تاريخي بسيار كم و اغلب نامطمئني در اختيار داريم. بطوري كه براي مثال هوراس در يكي از نامه هايش چهره زيبايي در وصف سجايا و خوبي هاي او به تصوير مي كشد، در حالي كه يكي از دوستانش به نام "پديوم" كه از نزديكترين كسان به تيبولوس به شمار مي رفت، او را با تفكرات دردناكي معرفي مي كند تا جايي كه حتي او را انساني بدون روح مي شناسد.
زندگي در روستا:
تيبولوس در خانواده اي از طبقه اجتماعي سلحشوران در 55 يا 48 ق.م در سرزمين لاتزيو متولد شد. با اينحال در بعضي روايات محل تولد او را "روستاي گابي" آورده اند كه اين نيز غيرمحتمل نيست. تيبولوس نيز همانند بسياري از مردم آن دوران قرباني موج مصادره زمين ها به نفع سربازان جنگ فيليپيك ها شد. اما بهرحال توانست قسمتي از زمين هايش را در تصرف خود نگه دارد، هرچند اين زمين ها به وسعت املاك اجدادش نبود.
ملاقات با مسالا:
مهمترين بخش زندگي تيبولوس ملاقات با مسالا كوروينيوس (Messala Corvinius) بود. بطوري كه پس از ملاقات با اين فرمانده و خطيب رمي و مشوق اديبان كه بين سالهاي 64 ق.م تا 8 م. مي زيسته است، توانست با او دوستي بسيار صميمي و آتشيني برقرار كند و تا هنگام مرگ نماينده اصلي و تام الاختيار محفل ادبي او باشد. اين دوستي تا حدي بود كه تيبولوس حتي پذيرفت در لشكركشي به سرزمين هاي شرقي در ركاب مسالا باشد و در اين سفر بود كه در منطقه آكوئيتانيا، مرثيه اي براي شهداي رمي جنگ سرود و در جشني كه به مناسبت مسالا در 27 ق.م برگزار شد نيز، قطعات شعري در وزن رثايي گفت. تيبولوس در اوج جواني در سال 19 ق.م يا 18 ق.م درگذشت.
آثار:
در مجموع 3 كتاب مراثي عاشقانه را به تيبولوس نسبت داده اند كه در مجموع "مجموعه تيبولوسي" (Corpus Tibulluianum) خوانده مي شود.2 كتاب اول اين مجموعه بطور حتم متعلق به خود شاعر است. كتاب نخست را بين 30 تا 25 ق.م شامل 10 مراثي عاشقانه تنظيم كرده است كه تمام اين اشعار در توصيف عشق به زني به نام "دليا" است كه آپولئيوس در كتاب "آپولوچينا" او را با نام "پلانيا" معرفي مي كند و يادآور مي شود كه تيبولوس اسم اين زن را كه پلانوس(planus) است يوناني (هلني) كرده كه معادل با "دلوس" (Delos) مي باشد.
كتاب دوم شامل مراثي است كه در3 شعر آن تيبولوس درباره عشق خود به زني ديگر به نام نمسيس (Nemesis) روايت مي كند كه به احتمال زياد يك انتقام گيري از خيانت دليا است.
كتاب سوم گزيده اي 20 بخشي به وزن مراثي است و تنها در شماره 7 است كه وزن 6 پايه اي به كمك بي وزني شعر مي آيد.
اومانيست هاي ايتاليا بعدها كتاب سوم مجموعه تيبولوسي(كورپوس) را بطور مجزا 2 كتاب دانستند و يك شعر از 6 مراثي آن را به شاعري به نام ليگدامو(Ligdamo) نام دارد، نسبت داده اند. در اين تقسيم بندي جديد در مجموع 11 شعر رثايي (الجي) از شعر 8 تا 18 (از مجموع 20 الجي) آمده است كه درباره داستان عشقي "سولپي سيا" به "سرينتوس"مي باشد و همراه با 2 بخش نتيجه گيري ، شامل يك شعر رثايي با يك قطعه بدون نام و يك شعر لطيفه اي كه احتمالا به تيبولوس جوان تقديم شده ، آمده است و سرانجام بين اين دو قطعه يك شعر 6 پايه اي اضافه كرده اند كه در محفل مسالا سروده شده و به خود مسالا نسبت داده مي شود.
بررسي آثار:
احتمال اينكه در مجموعه تيبولوسي(كورپوس)ثمره شعري شاعران دايره ادبي مسالا كوروينيوس به نام تيبولوس و به عنوان يك الهام بخشي مشترك وارد شده باشد، بسيار زياد است. به هر ترتيب اين اشعار سرشار از لحن هاي گوناگون شعري است كه با ذوق و تمايل ميسيناس در تضاد بود.
تم ها:
از ديدگاه دستور زبان حرفه اي ، تم و محتواي شعر رثايي (الجي) اول از كتاب نخست بطور بنيادي از شعر اصيل تيبولوسي است وچنانچه پيش از اين گفته شد، در 2 كتاب اول كورپوس، روايت دلدادگي با معشوقه است كه اغلب با عمق احساس مذهبي شاعر در مي آميزد: شاعر عاشق ديدن زن مورد علاقه اش، دليا است و دوست دارد از اعماق وجود با لطافت و مهرباني با او اتباط برقرار كند، اما به دلايل نامشخص اين اتفاق رخ نمي دهد و شاعر در نوعي غم غربت(نوستالژي) اسير مي شود.
در كتاب نخست 5 الجي (اشعار 1،2،3،4،5 حتي اگر در بعضي قسمت ها از فيلتر تخيل نيز گذشته باشد و درون مايه هاي ذهني به آن افزوده شده باشد) بطور حتم متعلق به خود شاعر است. دليا در اين اشعار زني زيبا، سفيدرو و آزاد معرفي مي شود كه ظاهرا از هر نظر براي تيبولوس ايده آل بوده و الهام بخش لحن لطيف و خوشايند او، براي بيان تفكرات انساني و مهرباني ذاتي شاعر مي باشد. همانطور كه گفته شد شاعر در اين اشعار درباره يك زندگي آرام و ساده و در نهايت صلح و مهرباني در كنار اين زن سخن مي گويد و تمايل دارد تا لحظه مرگ اين زندگي دلپذير را حفظ كند. اما دليا زني هوسباز است كه بدون محذورات اخلاقي اجتناب ناپذير به شاعر خيانت مي كند و اورا با خشمي كه از روحيه لگام گسيخته اش نشات گرفته است، ترك كرده و بسوي معشوق جديد خود مي رود.
بنابراين در كتاب دوم، لحن اشعار بيشتر رنج آور و اغلب خالي از لطافت و ظرافت مي شود. اين كتاب 3 الجي (اشعار رثايي 6،4،3 ) در بيان عشق به نمسيس است كه از بدشانسي در دستان شاعر كه قصد انتقام گرفتن از دليا را دارد،اسير مي شود. اما بزودي با خيانت، عشق جديد خود را به شاعر بصورت يك بردگي تحقيرآميز عشقي تحميل مي كند.
هويت اثر:
بنظر مي رسد كه ماجراهاي عشق به دليا و نمسيس كه در اين مجموعه به ثبت رسيده است، بيش از آنكه واقعي باشند، از تخيل و روياي شاعر سرچشمه گرفته اند. درحقيقت شاعر انساني عاشق پيشه كه ازغم عشق در رنج است، نبوده بلكه او بيشتر درجستجوي اميد، آرزو، اندوه و غربت گذشته خود به اين اشعار پناه آورده و براي سرودن آنها از تخيل خود بهره جسته است.
روستا:
اگر نيمي از هريك از اين 3 كتاب در وصف زني سروده شده كه در آن هنگام به زندگي شاعر تسلط داشته ، در نيم ديگر آن (بيشتر در كتاب اول) مي توانيم اشعاري با محتواهاي متفاوتي نيز پيدا كنيم.
براي مثال الجي هفتم به مناسبت پيروزي مسالا مي باشد كه در 27 ق.م سروده شده است و الجي 10 كه صلح و زندگي در زمين هاي كشاورزي را به تصوير مي كشد. همچنين در كتاب دوم، الجي اول درباره جشن آمبراولينا(Ambravalina)، الجي دوم به مناسبت جشن تولد مسالا و سرانجام الجي پنجم درباره سلطه رم بر لاتزيو بوده و در آن شاعر بطور مختصر اعتراض خود را به خراجگذار بودن لاتزيو به رم اعلام مي كند. همچنين تم هاي ديگري درباره اسطوره صلح و دوستي دارد كه از آن جمله مي توان به چكامه هاي مربوط به صلح او اشاره كرد كه آنرا با حرص، مال اندوزي و جمع آوري سلاح مقايسه مي كند و با اين كار ثروت و جنگ را مورد انتقاد قرارداده و فضايي ميانه كه باعث خشنودي در يك زندگي آرام و معتدل مي شود را آرزو مي كند.
مذهب:
از آثار تيبولوس كه درباره جشنهاي روستاييان سروده و اشعاري كه آيين هاي قديمي دنياي روستا را به تصوير مي كشد، مي توان فهميد كه شاعر به ايمان كودكي اش مبني بر اعتقاد به خدايان رمي، تاثير خانواده در زندگي و مقدسات خانوادگي پايبند است. به خصوص در كتاب دوم كه اشعار رثايي در بزرگداشت مذاهب در لاتزيو سروده است.
ليگدامو:
كتاب سوم متشكل از 6 الجي است كه به شخصي به نام ليگدامو تقديم شده است. اين فرد آنگونه كه شاعر عنوان مي كند، عاشق زني به نام " نرا"(Neera) است كه به احتمال زياد يك نام مستعار يوناني است. اما درباره هويت ليگدامو به سختي مي توانيم اظهار نظر كنيم، حتي اگر در اين خصوص فرضيه هاي تاريخ نگاران را نيز مدنظر قرار دهيم. از جمله اينكه ليگدامو يكي از شاعران دايره ادبي مسالا بوده، يا اينكه خود تيبولوس يا حتي اوويد(شاعرمعاصرتيبولوس)است كه در آن زمان، دوران جواني خود را مي گذرانده است. بهرحال عاشق نرا درآرزوي ازدواج با اوست،اما نرا كافر و بي وفاست و او را ترك مي كند و ليگدامو نيز با درد ازدست دادن او نااميدانه جان مي سپارد.
سولپي سيا و سرينتوس:
در كتاب چهارم كه در تقسيم بندي اومانيست هاي ايتاليا از كتاب سوم مجزا شده است و به اعتقاد عده اي منسوب به مسالا است كه به تيبولوس تقديم كرده، 13 بخش وجود دارد. 11 بخش نخست آن داستان عشقي سولپي سيا (Sulpicia) و سرينتوس(Cerintus) است كه از اين 11 بخش 5 شعر نخست، داستان عشقي سولپي سيا (كه احتمالا نوه مسالا است) به سرينتوس را روايت مي كند و 6 شعر بعدي مربوط به جملات كوتاه و عشقانه ايست كه سولپي سيا در كارت هاي كوچكي براي سرينتوس ارسال كرده و در آنها عشق خود را به محبوبش اعتراف مي كند.
نوشته شده توسط هدا عربشاهی در ساعت 13:26 |
لینک
|